
آینهها (مسخ)
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
خواننده: فرهاد مهراد
میبینم صورتمو تو آینه
با لبی خسته میپرسم از خودم:
«این غریبه کیه؟ از من چی می خواد؟
اون به من یا من به اون خیره شدم؟»
باورم نمیشه هر چی میبینم
چشامو یه لحظه رو هم میذارم
به خودم میگم که: «این صورتکه!
میتونم از صورتم ورش دارم.»
میکشم دستمو روی صورتم
هر چی باید بدونم، دستم میگه
منو توی اینه نشون میده
می گه؛ «این تویی! نه هیچکس دیگه!
جای پاهای تموم قصهها
رنگ غربت تو تموم لحظهها
مونده روی صورتت تا بدونی
حالا امروز چی ازت مونده به جا»
آینه میگه: «تو همونی که یه روز
میخواستی خورشید و با دست بگیری
ولی امروز شهر شب خونهت شده
داری بیصدا تو قلبت میمیری!»
میشکنم آینه رو تا دوباره
نخواد از گذشتهها حرف بزنه
آینه میشکنه هزار تیکه میشه
اما باز تو هر تیکهش عکس منه!
عکسا با دهنکجی به هم میگن:
«چشم امید و ببُر از آسمون
روزا با هم دیگه فرقی ندارن
بوی کهنگی میدن تمومشون»
♫ LP Cover ♫
* * *
یادنامهی «فرهاد مهراد» در این سایت
* * *

گذشتههای دور
شعر: ایرج رزمجو
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: داریوش اقبالی
یادمه بچه بودیم تو گذشتههای دور
اون زمون که قلبِ ما پُر بود از شادی و شور
روزی که تو رو دیدم موهاتو بافته بودی
با گُل سفیدِ یاس گلوبند ساخته بودی
بعد از اون روزِ قشنگ از خدا راضی شدم
از دَمِ صبح تا غروب با تو همبازی شدم
چه روزای خوبی بود ولی افسوس زود گذشت
تا یه چشم بههم زدیم روز و هفتهها گذشت
یادمه روی درخت دو تا دل کَنده بودیم
سالِ بعد، از اون کوچه ما دیگه رفته بودیم
شاید اون دلا دیگه خشکیده رو ساقهها
شاید هم بزرگ شده زیر بال شاخهها
♫ LP Cover ♫
* * *

افسونگر (افسونگر شهر)
ترانهسرا: کریم فکور
خواننده: رامش
انتشار ترانه: نوروز سال ۱۳۴۶
در جلوهگری صبح دلانگیز بهارم
افسونگرم و شُهرهی هر شهر و دیارم
باشد نگه من شررآلوده که هر جا
صد فتنه به پا خیزد اگر پا بگذارم!
دلدادهی افسون منند، زین همه عشاق
دل میبرم اما به کسی دل نسپارم!
شیرین همچو رؤیا منم من،
فریبا منم من
حذر از فتنهی چَشم سیاهم
که مفتون سازمت با یک نگاهم
ببین هر سو به امید نگاهم
نگاه عاشقان مانده به راهم
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *

سرگذشت (سرنوشت)
ترانهسرا: تورج نگهبان
آهنگساز: افشین مقراضی
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۵
اگر بینی چنین آواره در هر کوه و دشتم
غمافزا قصهای دارم، امان از سرگذشتم
خوشا آن کس که همچون من دل تنگی ندارد
دل آزردهای از یارِ دلسنگی ندارد
فتاده همچو من در دام دلداری نباشد
چو من آزرده از جورِ دلآزاری نباشد
کجایی ای که از دردِ غمت باشد سِرشتم!
چه نالم چون بُوَد یارا غم تو سرنوشتم؟
پَرم بشکستهای تا در هوایت پَر نگیرم
دگر افسانهی بگذشته را از سر نگیرم
چه کامی از نگاه آتشینت برنگیرم
ز چشمان مِیآلودت دگر ساغر نگیرم!
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
* * *

چه دیوانه بودم!
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۸
عمری به راهت، حیران نشستم
چه دیوانه بودم!
جز با نگاهت، پیمان نبستم
چه دیوانه بودم!
اینک به مستی جام غرورت شکستم
در پیش چشمت با یار دیگر نشستم
ترک تو گفتم که نامهربانی
ترکم کُن اکنون اگر میتوانی!
دیگر غم تو به دل ندارم
نامت دگر به زبان نیارم
به پای تو دگر سر نگذارم
تو افسونگر مستی
به مستانه شکستی دل آیینهوارم
اگر چشمهی نوری
ز چشمم چو به دوری به هیچت نشمارم
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

خسته
خسته
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: محمد اوشال
خواننده: فرهاد مهراد
ترانه فیلم: زنجیری
خستهام از همه
خسته از دنیا
آسمان بشنو از قلب من این صدا
ای زندگی بیزار از توام
بیزار از این عالم
بیگانهام با سیمای تو
دیوانهی دنیای تو
درهم مشکن زنجیرِ مرا
بهتر که شوم رسوا
رفتم که دگر با دست شما
پنهان شوم از چشم دنیا
* * *
یادنامهی «فرهاد مهراد» در این سایت
* * *

پسرم
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: بابک بیات
خواننده: داریوش اقبالی
خونه خالی، خونه سرده
خونه سرد و سوت و كوره
با امیدت آینهی دق
واسه من سنگِ صبوره
پسرم وقتی كه تو دنیا بیای
چراغ خونمو روشن میكُنی
پسرم وقتی بیای، با خندههات
به دلم رنگِ جوونی میزنی
پسر، پسر زندگیمو پر میكُنه
پسر، پسر قند عسل میشی برام
عصای دستم میشی تا بزرگ شدی
من از خدا غیر تو چیزی نمیخوام
♫ LP Cover ♫
* * *
نام و یاد «فرزند» در ترانههای ایرانی
* * *

دروگران
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۹
آفتاب میتابه گرم گرم
ـ های، های، های
به دشت و صحرا نرم نرم
ـ های، های، های
میرقصه توی کشتزار
خوشهی گندم، بیقرار
دروگران سر کار دسته به دسته
بر چهرههاشون انگار گلاب نشسته
چشم صحرا ندیده اونا رو خسته
از خوشههای گندم امسال طلا میباره
کار و عشق و زندگی گرما، سرما نداره!
به چشم مرد دهقان
فصل درو، بهاره!
دروگران سر کار دسته به دسته
بر چهرههاشون انگار گلاب نشسته
چشم صحرا ندیده اونا رو خسته
زمینهای خشک و عریون
ـ های، های، های
وعدهی ما به تابستون
ـ های، های، های
که بینمت دریای زر
ساقهی گندم تا کمر
خوشا به فصل پاییز
خاک طلاخیز
با دستای زَر افشون گندم میکاریم
از یک دونه، ده خوشه به بار میاریم
دروگران سر کار دسته به دسته
بر چهرههاشون انگار گلاب نشسته
چشم صحرا ندیده اونا رو خسته
بیچاره باباپیره
حیف که تو خاک اسیره!
ببینه یک تراکتور
بِه از صد تا گاوآهن!
یه کمباین و دو بازو
میپیچه صدتا خرمن!
دروگران سر کار دسته به دسته
بر چهرههاشون انگار گلاب نشسته
چشم صحرا ندیده اونا رو خسته
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

عشق من، با تو بدرود
شعر: وحید ادیبی
آهنگ: کامبیز مژدهی
خواننده: محمد نوری
بوسهی وداع آن شب
بر لب تو نشکفته ماند
سرود خداحافظ
بر لب من نهفته ماند
عشق من با تو بدرود
عشق من با تو بدرود
بادبانی سینه در ره باد گشود
قایقی تو را از آغوشم ربود
موج دریا ربود
طنین این سرود
آخرین عشق من بدرود
* * *

چون پرستو ناگهان
آهنگساز: حسین صمدی
ترانهسرا: عبدالله الفت
خواننده: رامش
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۴۶
چون پرستو ناگهان
پَر زد از این آشیان
ای خدا دیگر کجا
جویم از یارم نشان!
چو باد بهاران به کوه و بیابان
شوم به سویش گذران
با گُلهای صحرایی از عشق او گویم
با اشک خود از رخسارم گَرد غم شویم
سرگشته چون نسیمم در این بهار خرم
دردا به خواب راحت چشمم نرفته یک دم!
به یاد او اگر گُلی میچینم
به روی گُل جمال او میبینم
تو را چه گویم از دل مسکینم!
سرگشته چون نسیمم در این بهار خرم
دردا به خواب راحت چشمم نرفته یک دم!
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *