عارف: یک شاخه گل

عارف یک شاخه گل

یک شاخه گل
شعر: پرویز خطیبی
آهنگ: زاون اوهانیان
خواننده: عارف

یک شاخه گل دادی به من در وقتِ‌ رفتن
گفتی: «گاهی یادی کُن از من»
هر گه بر این گل نگرم
رویت آید در نظرم
دنیای من شود چو گلشن
از عشق تو بی‌قرارم
هر لحظه در انتظارم
گویم: «آخر سوی من آید»
رفتی اما برنگشتی
شاید که از من گذشتی
رفته‌ام از یاد تو شاید
از تو در این کلبه‌‌ی ما
شاخه‌ای گل مانده بر جا
بی‌تو گل هم ای فسونگر
مانده محزون، گشته پَرپَر

● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانه‌شناسی عارف»

* * *

ویگن: برگ طلایی (لیلا)

ویگن برگ طلایی لیلا

برگ طلایی (لیلا)
ترانه‌سرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: عطاالله خرم
تنظیم‌کننده: عطاالله خرم
انتشار: ۱۳۴۰

نازنین، ای بِه از یک جهان طلا
شانه‌ی سر طلا، گیسوان طلا
ریزد از شاخه‌ها برگ پاییزی
گویی می‌بارد از آسمان، طلا

شبنم نشسته دوباره به ساقه‌ی مژگان تو
از باران اشکت شده پُر ستاره، دامان تو

دختر صحرا، لیلا؛ بی‌خبر ز ما، لیلا
بیا برقصیم، لیلا؛ پای کومه‌ها، لیلا

شده ساقه‌‌ی خوشه‌ها طلا
تا شود تو را جای پا طلا

شبنم نشسته دوباره به ساقه‌ی مژگان تو
از باران اشکت شده پُر ستاره، دامان تو
. . .

* * *

منوچهر: جدایی

منوچهر جدایی

جدایی
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: سورن
خواننده: منوچهر سخایی

هزارون گل در اومد، هزار پاییز سر اومد
دلم دریای خون شد، خبر از تو نیومد
جدا از تو جوونیم سر اومد
جوونی رفت‌و پیری از در اومد
می‌ترسم بی‌تو من تنها بمیرم
بمیرم روی ماهت را نبینم
خدایا، خدا یا چقدر سخته جدایی
می‌ترسم، می‌تر سم بمیرم تو نیایی
هزار پاییز سر اومد، هزارون گل در اومد
بهار رفت‌و خزون شد خبر از تو نیومد

* * *

مرضیه: رفتم که رفتم

مرضیه رفتم که رفتم

رفتم که رفتم
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ:‌ علی تجویدی
خواننده:‌ مرضیه

از برت دامن‌کشان
رفتم ای نامهربان
از من آزرده‌دل
کی دگر بینی نشان
رفتم که رفتم
رفتم که رفتم

از منِ دیوانه بگذر
بگذر ای جانانه بگذر
هر چه بودی، هر چه بودم
بی‌خبر رفتم که رفتم
رفتم که رفتم

شمعِ بزمِ دیگران شو
جام دستِ این و آن شو
هر چه بودی، هر چه بودم
بی‌خبر رفتم که رفتم
رفتم که رفتم

بعد از این، بعد از این
کُن فراموشم که رفتم
دیگر از دست تو
می‌ نمی‌نوشم که رفتم
با دلِ زود آشنا گشتم
از دامت رها
بی‌وفا، بی‌وفا، بی‌وفا
رفتم که رفتم

من نگویم که به دردِ دل من گوش کنید
بهتر آن است که این قصه فراموش کنید
عاشقان را بگذارید بنالند همه
مصلحت نیست که این زمزمه خاموش کنید

* * *
رفتم که رفتم (مجموعه ترانه‌ها)

LP Cover
* * *

داریوش رفیعی: به سوی تو

داریوش رفیعی به سوی تو

به سوی تو
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: داریوش رفیعی

به سوی تو، به طرف کوی تو،
به پای جان آیم، به آرزوی تو،
مگر تو را جویم که جان‌فزایی.
نشان تو گه از زمین گاهی ز آسمان جویم
رهی عجب پویم، ره تو می‌پویم، بگو کجایی

کی به جز به راه تو راه دیگر گذرم
به غیر نام تو نام دیگر نبرم
به دیده‌ی حیرت خموش و سرگردان،
به جستجویم.
بیا به سوی من، بیا به سوی من
بیا به سویم.
بیا به سوی من، فرشته‌خوی من
فرشته‌رویم.

تویی در خیال من
باز آرمیده غزال من
ای جانپرور، بیا بار دگر
ببینمت یک نظر
به دیده‌ی حیرت خموش و سرگردان
به جستجویم
بیا به سوی من، بیا به سوی من
بیا به سویم.
بیا به سوی من، فرشته‌خوی من
فرشته‌رویم.

پانویس:
این ترانه با تغییراتی در شعر آن در سالهای اخیر توسط خوانندگان مختلف بازخوانی شده است. مجموعه‌ای از این ترانه‌ها را [در اینجا بشنوید!]

* * *

یاسمین: سکوت شب

یاسمین سکوت شب

سکوت شب
شعر: کریم فکور
آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: یاسمین

در سکوت شب مست و بیقرار
مست و بیقرار در کنار یار
در کنار یار مهربان رفته از دلم غم جهان
مَه بود عیان در آسمان
گو باز دارد لب به لب جام
من زان لبها در طلب جام
خواهم وصل او به دل و جان
می‌سوزم در این هوس خام
ز من بشنو ای گل تمنای دل،
بُوَد بعد از این زندگی بی‌تو بر من حرام
من مست و سراپا در شوق و تمنا
مهر تو جویم در دامن صحرا
در دامن صحرا در نور مهتاب
یاران همه سرگرم از باده‌ی ناب
من هم ز شوق تو بیدار و بی‌تاب
از دیده‌ی عاشق دوری کُند خواب
بر کام جان شیرین بود زین عشق رویا
ندارم غم دنیا

* * *

عباس مهرپویا: آسمان می‌گرید امشب

عباس مهرپویا آسمان می گرید امشب

آسمان می‌گرید امشب
شعر: داریوش روشن
آهنگ: عباس مهرپویا
خواننده: عباس مهرپویا

آن زمانها کز نگاه خسته‌ی مرغان دریایی
وز سکوت ظلمتِ شبهای تنهایی
و هنگامی که بی او
جان من چون موجی از اندوه می‌شد
قطره‌ٔ اشکی دوای درد من بود
این زمان آن اشک هم پایان گرفته
وان دوای دردِ بی‌درمانِ من هم
ماتمی دیگر گرفته
آسمان می‌گرید امشب
ساز من می‌نالد امشب
او خبر دارد که دیگر اشکِ من ماتم گرفته
او خبر دارد که دیگر ناله‌ام پایان گرفته

♫  LP Cover  ♫

* * *

● ترانه‌شناسی عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «مرگ قو» به روایت عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «بستر ننگین رقیب» به روایت شهیار قنبری

*‌ * *

منوچهر سخایی: لب دریا

منوچهر سخایی لب دریا

لب دریا
شعر: جهانبخش پازوکی
آهنگ: جهانبخش پازوکی
خواننده: منوچهر سخایی

یادت میاد که اون روز لبِ دریا
تو ساحل، رو شنا بازی می‌کردیم
سر یه بوسه با هم شرط می‌بستیم
توی دریا ریگ اندازی می‌کردیم
افسوس که گذشته دیگه بر نمی‌گرده
افسوس که گذشته دیگه بر نمی‌گرده

با انگشتم رو شن‌ها می‌نوشتم:
«دوست دارم، دوست دارم همیشه»
روی نوشته‌هام شِن می‌پاشیدی
می‌گفتی: «دیگه دل بچه نمی‌شه.»
افسوس که گذشته دیگه بر نمی‌گرده
افسوس که گذشته دیگه بر نمی‌گرده

اون روز عروس دریا تو بودی
اون روز بلای دلها تو بودی
اون روز گل بی‌همتا تو بودی
افسوس که گذشته دیگه بر نمی‌گرده
افسوس که گذشته دیگه بر نمی‌گرده

♫  LP Cover  ♫

* * *
ترانه‌شناسی «منوچهر ـ جهانبخش پازوکی»

* * *

داریوش رفیعی: شمع خاموش (شمع شبانه)

داریوش رفیعی شمع خاموش

شمع شبانه
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: داریوش رفیعی

من شمعم، شمع شبانه
در عالم گشته فسانه
همه‌ جا خود را می‌سوزم
که شب یاران افروزم

می‌سوزم تا به سحرگه
از رازم کس نشد آگه
خوش و بی‌پروا می‌سوزم
که زسر تا پا می‌سوزم

نه وفاداری، نه وفاخواهی
که به قلبِ من ببَرد راهی
چو جانِ من افروزد

همه خودبینی،
همه خودخواهی
نشود پیدا دلِ آگاهی
ز من وفا آموزد

من و شب و پروانه
من و دلِ دیوانه
ز اشک و آتش خرسنـد
تو حال من کی دانی
که خود نباشی چون من
به عشق رویی پابند

اگر چو آتش می‌‌سوزم شبها
خوشم که بزمی افروزم شبها
با هر لبخند

من در راه محبت پا از سر نشناسم وز آتش نکُنم پروا
یک امشب را با شادی می‌سوزم تا چه شود فردا
دل من، ز وفا می‌سوزد که وفا به شما آموزد در این دنیا

من و شب و پروانه
من و دلِ دیوانه
به اشک و آتش خرسند
تو حال من کی دانی
که خود نباشی چون من
به عشق رویی پابند

* * *
«شمع شبانه» (مجموعه ترانه‌ها)

* * *

قمر الملوک وزیری: ز من نگارم

قمرالملوک وزیری ز من نگارم خبر ندارد

ز من نگارم خبر ندارد
شعر: محمدتقی بهار
آهنگ: غلامحسین‌خان درویش
تار: مرتضی نی‌داود
خواننده: قمرالملوک وزیری

ز من نگارم خبرم ندارد
به حال زارم نظر ندارد
خبر ندارم من از دل خود
دل من از من خبر ندارد
کجا رود دل که دلبرش نیست
کجا پَرد مرغ که پر ندارد
امان از این عشق
فغان از این عشق
که غیر خونِ جگر ندارد
همه سیاهی، همه تباهی
مگر شبِ ما سَحر ندارد
بهارِ مُضطَر، منال دیگر
که آه و زاری اثر ندارد
جز انتظام و جز استقامت
وطن علاجی دگر ندارد
ز هر دو سر بر سرش بکوبند
کسی که تیغِ دو سر ندارد

* * *

از قمرالملوک وزیری در این سایت:
تصنیف «جان من»
تصنیف «آتش دل»
تصنیف «قلب مادر»
تصنیف «مرغ سحر»
تصنیف «موسم گل»
تصنیف «زن در جامعه»
تصنیف «در ملک ایران»
تصنیف «امان از این دل»
تصنیف «شاه من، ماه من»
تصنیف «ز من نگارم خبر ندارد»
تصنیف «اکنون که مرا وضع وطن»
تصنیف «بهار است و هنگام گشت»
تصنیف «عاشقی محنت بسیار کشید»
عکسی از «قمر» در پیشواز از مرگ (عکاسخانه محمدجعفر خادم)

* * *