عارف: قصه غصه‌ها

عارف قصه غصه ها

قصه غصه‌ها
ترانه‌سرا: سعید دبیری
آهنگساز: جمشید زندی
تنظیم‌کننده: گروه گلدن رینگ
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۸

بشنو از سرداب قلبم قصه‌های غصه‌هایم
سینه‌ام غمگین از این گریه‌هایم

آه، چشمان من شد دریای غم
آه، غصه‌ها با من چها کرد!
قلب من، خاموش و پُر درد
چون سکوت دره‌ها، سرد

هر دری را من زدم با قلب خسته
در به رویَم گشته بسته، گشته بسته!

قصه‌ی این غصه‌هایم ای خدا پایان ندارد!
سینه‌ام غمگین هر دَم غم می‌بارد!
. . .
. . .
(سینه‌ی غمین من، سامان ندارد
از چه رو در آسمان ابر من باران نبارد؟!
در شبستان غمین سینه‌ام، قلبم
مُرده‌های آرزو را می‌شمارد
من که دانم ای خدا
قصه‌ی این غصه‌ها پایان ندارد)
. . .

♫  LP Cover  ♫

* * *

ویگن: گل بهشتی (گلی از بهشت)

ویگن گل بهشتی

گل بهشتی (گلی از بهشت)
شعر: کریم فکور
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۲

بویِ گُل و مِی آید
بانگِ دَف و نِی آید
ماهِ من کجایی
خدا کُند تو هم بیایی

ای گل بهشتی
بیا که یک جهان صفایی

گُل و ساز و شمع و ساغر
دل من بَرند و تابم
بُوَد این ز شوق و شادی
که ز سر پریده خوابم

گل بهشتی‌ام کجایی
خدا کُند تو هم بیایی

تو که از نشاط رویت
به جهان صفا فزایی
به چنین خُجسته روزی
ز چه رو ز ما جدایی
چه خوش آن‌که عهد دیرین
تو کنون وفا نمایی

گل بهشتی‌ام کجایی
خدا کُند تو هم بیایی

● متن و ترانه‌ها برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *

عارف: خواست خدا بوده (ترانه فیلم)

عارف خواست خدا بوده

خواست خدا بوده (روز جدایی سر میاد)
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: عارف
ترانه فیلم: سلطان قلبها

غم مخور، روز جدایی سر میاد
خورشید از زندون ابرا در میاد
دست به دست همدیگه تو کوه و دشت
مثل آهوها میریم به سیر و گشت

ای فروغ آرزوی من بخند
در به روی رنج غم‌پرور ببند
دیگه روز محنت و غمها گذشت
نوبت بی‌مهری دنیا گذشت

خواست خدا بوده که با هم آشنا باشیم
آسوده از غمها به امید خدا باشیم

دیگر آن دوران سختی‌ها گذشت
آن جدایی‌های بی‌پایان گذشت
در به روی آن گذشته‌ها ببند
ای نگار دلربای من بخند

ما جدا از محنت دنیا میریم
به دیار عشق و شادی‌ها میریم
خونه‌هاش مثل صدف، سفید باشه
آفتاب تابونش از امید باشه

خواست خدا بوده که با هم آشنا باشیم
آسوده از غمها به امید خدا باشیم

* * *

ترانه‌های فیلم «سلطان قلبها» در بخش «شناسنامه ترانه‌ها»

عهدیه: لالایی
عارف: ماشین‌سواری
عارف: خواست خدا بوده
عارف: روز جدایی سر میاد
عارف ـ یه دل میگه برم، برم
عارف: دیشب خواب تو را دیدم
عارف ـ عهدیه: سلطان قلبم کجایی
عارف ـ عهدیه: وقتی برات نخواد خدا
عارف ـ عهدیه: یک شب، یک روز، یک ماه، یک سال
مجموعه ترانه‌های اجرا شده در فیلم سلطان قلبها
مجموعه ترانه‌های بازخوانی‌شده‌ی فیلم سلطان قلبها

* * *

الهه: ساغر جوانی

الهه ساغر جوانی

ساغر جوانی
شعر: کریم فکور
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: الهه

(گرچه پُر شد از باده‌ی طرب جام زندگانی
شد نصیب من بی‌نصیبی از ساغر جوانی)
با من کس نشد یکدم همزبان
دل چون مرغ شب بی او نغمه‌خوان
ای که ما عاشقان را مست و دیوانه خوانی
تا که عاشق نباشی حال عاشق چه‌ دانی
هر کس دارد دل به دام گیسوی یار
با این غم‌ها کی خورد غم روزگار
من هم شادم سرخوش از این سوز و ساز
مستی خواهم زین جهان بی‌اعتبار
ای گل لب به لب ساغر به می می‌برم
شاید جلوه کُند نقش تو در ساغرم
من نغمه‌ای پُر شور و مستانه خواهم
دیوانه‌ام، سرمستم، پیمانه خواهم
دل به مهر تو بستم در برم تا بمانی
یا به چشمت نشانم یا به خاکم نشانی
ای که با چشم میگونت مرا سوی مستی کِشانی
چون فرشته به بالینم بخوان نغمه‌ی آسمانی
کی سزا بود از تو دلبری تا شود دلی همچون من پریشان
نازنین من عاشقی چو من دلشکسته را بیش از این مرنجان!
(گرچه پُر شد از باده‌ی طرب جام زندگانی
شد نصیب من بی‌نصیبی از ساغر جوانی)

* * *

ویگن: افسانه‌ی فرار

ویگن افسانه فرار

افسانهٔ فرار
ترانه‌سرا: نظام فاطمی
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۳

دیشب به خوابم آمدی
روبند نقره بسته
چون دختر افسانه بر تختِ روان نشسته
افتاده د‌ور تختِ تو پرده‌ی تور رنگی
چارگوشه‌ی تخت روان، چهار غلام زنگی

کنیزکانِ خوش‌ادا نشسته در کنارت
مشّاطه و ندیمه‌ات، ساقی و پرده‌دارت
نشسته در برابرت دو دختر سیَه‌مو
به دستشان بادبزن و، بادبزن از پَر قو

چو گذشتی از بَرِ من
نشد از تو باور من
که نیفکَنی نگاهی
تو به دیده‌ی تَرِ من
چون دیدمت بیگانه
ناگَه شدم دیوانه!
تیغ از کمر کشیدم و اسب از سوار گرفتم
بنشاندمت در پیش زین، راه فرار گرفتم!

می‌رفتم و از پشت سر صدها سوار می‌آمد
صد فریاد «بگیر، بگیر» از هر کنار می‌آمد
اما من و تو تنها، دور از نگاه ‌آنها
رفتیم چو باد صرصر سوی دیار دیگر

● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *

ایرج: بذار حرفمو بزنم

ایرج بذار حرفمو بزنم

بذار حرفمو بزنم
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: حسن لشکری
خواننده: ایرج

روزگاری به تو پابنده دلم
نی غمگین، نیِ هفت‌بندِ دلم
دریا دریا اشکه توی دامنم
سوزد از آتش عشق تو، تنم
مگه من چیم؟ ز سنگم، آهنم؟
بذا حرفمو بزنم

تو همش امروز و فردا می‌کُنی
من‌و می‌بینی و حاشا می‌کُنی
من ز دست تو ندونم چه کُنم
چه کُنم گر گله‌ای هم نکُنم
تا کی خون دل خورم، دم نزنم
بذار حرفمو بزنم

مرغ عشق تو به بام دگری
چشم تو چراغ شام دگری
من دل آزرد‌ه‌ی یک بوسه‌ی تو
بوسه‌های تو به کام دگری
این میونه اون‌که ناکامه، منم
بذار حرفمو بزنم

(ای نازنین من! تو هم از من جدا شدی
نازت کشیده ام که چنین بی‌وفا شدی)

* * *

منصور نریمان: لالایی

منصور نریمان لالایی

از اولین ترانه‌های «لالایی» در سالهای دور. معمولا ترانه‌‌های لالایی بیشتر با صدایی زنانه و اغلب خطاب به فرزند پسر بود؛ این یکی اما لالایی خواندن پدری برای دخترش است. شعر و آهنگ و صدا هر سه از «منصور نریمان» است. ساز عودش را هم خود او می‌نوازد. یادش گرامی.

لالایی
شعر: منصور نریمان
آهنگ: محلی (عود: منصور نریمان)
خواننده: منصور نریمان

لایی لایی لا، گلم لای لای
جونِ جونم، دختر خوب و مهربونم
بخواب ای چشمهٔ نوشم
بخواب ای مایهٔ‌ هوشم
تو، بی‌غم اندر آغوشم
بخواب ای محفل‌افروزم
بخواب ای شادی‌آموزم
بخواب ای مایهٔ سوزم
چو گویم بر تو لالایی
لالا کُن، لا لالا لایی
لالایی لالایی گلم لای‌لای

بخواب ای مظهر شادی
که از هر غصه آزادی
مرا تنها تو در یادی
بخواب ای کودک نازم
بخواب ای شوخ و ظنازم
به لالایی، به آوازم
چو گویم بر تو لالایی
لالا کُن، لا لالا لایی
لالایی لالایی گلم لای‌لای

چه طنازی، چه زیبایی
امید جانِ شیدایی
صفای هستی مایی
بخواب ای دختر شیرین
بخواب ای لاله و نسرین
بخواب‌و دل مکُن غمیگن
چو گویم بر تو لالایی
لالا کُن، لا لالا لایی
لالایی لالایی گلم لای‌لای

* * *
«لالایی» در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

* * *

حمیرا: با دلم تو همزبونی

حمیرا با دلم تو همزبونی

با دلم تو همزبونی
شعر: هما میر افشار
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: حمیرا
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۵۱

آسِمون چه مهربونی، با دلم تو هم‌زبونی
تو که دردِ این دلِ شکسته رو خودت می‌دونی‌
راستی‌ آسِمون خدا کو، یاد من نمی‌کنه او
اون به دردِ سینه‌ی افسرده‌ی من، آشنا کو؟!

نکنه که غافله از دلِ من، از دلِ پُر از غم و خسته‌ی من
نکنه که بی‌‌خبر مونده دلش، از پَرِ شکسته و بسته‌یِ من

ای خدا، ای خدا وای اگه نگی‌
که این به درد و حسرت، آشنا کو!
وای اگه بی‌‌خبر باشی‌ از دلی‌
که هر زمون به من می‌گه خدا کو!

همه شب به اشکِ غم تا به سحر دعا کنم
تو رو ‌ای خدایِ من به نیمه‌شب صدا کنم
کجا روم اگر پناهم ندهی،
به درگَهت اگر که راهم ندهی

نمی‌خوام بدونه هر‌ بی‌خبری،
زِ دلم نمونده جز مُشتِ پَری
نمی‌خوام بدونه اون رفته‌ی من،
که برام نمونده جز چَشمِ تَری
. . .
. . .

♫  LP Cover  ♫

* * *

عباس مهرپویا: بستر ننگین رقیب

عباس مهرپویا بستر ننگین رقیب

بستر ننگین رقیب
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: عباس مهرپویا
خواننده: عباس مهرپویا

ای گنه‌کرده تو هم شبزده‌ای
از کدامین شبِ درد آمده‌ای
بی‌تپش گشته کنون خانه‌ی من
بی‌تو من ماندم و ماتمکده‌ای

بعد من گریه‌ی بیهوده نکن بر مزارم
بگذر آرام از کنارم

از کجا آمده ای
بستر سردِ که آتش زده‌ای
ای تن‌آلوده‌ی افتاده به پا
برو دیگر به همانجا
دل ناپاکت از این خانه ببر
برو دیگر

من که با سایه‌ی خود مانده غریب
سیرم از این‌همه نیرنگ و فریب
دگر این خانه‌ی من جای تو نیست
برو در بسترِ ننگینِ رقیب

بعد من گریه‌ی بیهوده نکن بر مزارم
بگذر آرام از کنارم

♫  LP Cover  ♫

* * *

● ترانه‌شناسی عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «مرگ قو» به روایت عباس مهرپویا
● حکایت ترانه‌ی «بستر ننگین رقیب» به روایت شهیار قنبری

*‌ * *

عارف: دریاچه نور

عارف دریاچه نور

دریاچه نور
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: عارف

خاطرت آید که آن‌شب
از جنگل‌ها گذشتیم
بر تنِ سرد درختان
یادگاری می‌نوشتیم

با من اندوهِ جدایی
نمی‌دانی چها کرد
نفرین به دستِ سرنوشت
تو را از من جدا کرد

بی‌تو بر روی لبانم
بوسه پژمُرده گشته
بی‌تو از این زندگانی
قلبم آزرده گشته

بی‌تو ای دنیای شادی
دلم دریای درد است
چون کبوترهای غمگین
نگاهم مات و سرد است

ای دلت دریاچه‌ی نور
گر دلم را شکستی
خاطراتم را به یاد آر
هر جا بی‌من نشستی

* * *