مهستی: راز خلقت (دارم سوالی ای خدا)

مهستی راز خلقت دارم سوالی ای خدا

راز خلقت
کلام ترانه: رحیم معینی کرمانشاهی
آهنگ و تنظیم: انوشیروان روحانی
خواننده: مهستی

دارم سوالی ای خدا
ای آشنا با فکر ما
وی قادر قدرت‌نما
چون می‌نوشتی این سرنوشت ما خاکیان را
قسمت چه کردی از مُلک هستی افلاکیان را

ای داور عرش‌آفرین
صورتگر فرش زمین
وی مالک مُلک یقین
باید به بال اندیشه‌پویم هفت آسمانت را
یک‌ یک ببینم، هم ثابت و هم، سیارگانت را

باید سیاحت‌ها کُنم در زهره و در مُشتری
شاید که خورشید افکند آنجا فروغ دیگری
تا مگر در آسمان، در دل آن اختران
ز آنچه می‌جوید بشر، ذره‌ای یابم نشان
شاید آنجا زندگی، دور از این غوغا بُود
معنی صلح و صفا بلکه در آنجا بُود

جویای راز خلقتم، هان ای خدای مهربان
با شهپر اندیشه‌ها بر قله‌ی عرشم رسان

* * *
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *

عبدالوهاب شهیدی: آرام جانم می‌رود

عبدالوهاب شهیدی ای کاروان آهسته ران

ای کاروان (آرام جانم می‌رود)
شعر: سعدی
آهنگ: جوادمعروفی
خواننده: عبدالوهاب شهیدی
برنامه شاخه گل شماره ۳۷۶

ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می‌رود
وآن دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود

من مانده‌ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او در استخوانم می‌رود

گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون
پنهان نمی‌ماند که خون بر آستانم می‌رود

برگشت یار سرکشم بگذاشت عیشِ ناخوشم
چون مجمری پُر آتشم کز سر دُخانم می‌رود

با این همه بیدادِ او وان عهدِ بی‌بنیاد او
در سینه دارم یادِ او یا بر زبانم می‌رود

او می‌رود دامن‌کشان من زهرِ تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رود

محمل بدار ای ساربان سودا مکُن با کاروان
کز عشق آن سروِ روان گویی روانم می‌رود

گفتم بگریم تا ابل چون خر فروماند به گل
وین نیز نتوانم که دل با کاروانم می‌رود

بازآی و بر چشمم نشین ای دلربای نازنین
کآشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می‌رود

شب تا سحر می‌نغنوم و اندرزِ کس می‌نشنوم
این ره نه قاصد می‌روم کز کف عنانم می‌رود

صبر از وصالِ یارِ من برگشتن از دلدار من
گر چه نباشد کارِ من هم کار از آنم می‌رود

از رفتنِ جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود

سعدی فغان از دستِ ما لایق نبود ای بی‌وفا
طاقت نمی‌دارم جفا کار از فغانم می‌رود

غزلهای سعدی به تصحیح دکتر غلامحسین یوسفی،‌ انتشارات سخن، چاپ اول،‌ ۱۳۸۵ صفحه ۳۰۷

* * *
مجموعه ترانه‌های «دیدم که جانم می‌رود»

* * *

منوچهر سخایی ـ رامش: بشنو، باور مکن!

منوچهر رامش بشنو باور مکن

بشنو، باور مکن
آهنگساز: عطاءالله خرم
ترانه‌سرا: نظام فاطمی
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۵

منوچهر:
تو چو مرغ دریا ننشستی یک‌جا
ره موج هوس بگرفتی و بس
ز تو شکوه کجا برم که برابرم بنشسته‌‌ای
که زبان شکایتم به کرشمه‌ای همه بسته‌ای

رامش:
این شکوه‌ها دیگر مکُن
گل‌های عشق پرپر مکُن
تو شنیده اگر ز کسی
که به‌جز تو کُنم هوسی
بشنو، بشنو، بشنو، باور مکن!

منوچهر:
باورم نشود دگر
عهد من تو وفا کنی

رامش:
زین سخن من خسته‌ را
دل‌ شکسته چرا کنی؟
این شکوه‌ها دیگر مکُن
گل‌های عشق پرپر مکُن

هم‌خوان:
تو شنیده اگر ز کسی
که به‌جز تو کُنم هوسی
بشنو، بشنو، بشنو، باور مکن!

* * *

عارف: همیشه در قلب منی

عارف همیشه در قلب منی

همیشه در قلب منی
کلام: کریم فکور / خواننده: عارف
بر آهنگ: Sevim sengul ـ Artik Sevmeyecegim

یاد آن روزگاری که دمساز تو بودم
تو را می‌پرستیدم با تمامِ‌ وجودم
دردا که زیر و رو شد دنیای چون بهشتم
نفرین بر سرنوشتم، نفرین بر سرنوشتم

ای آرزوی جانم، بگذر بر آشیانم
در کام نامرادی از این بیش‌م میفکن
یاد عشق تو بُوَد همیشه در قلب من

امید از تو بُریدم شدم دیوانه از غم
در عین ناامیدی فراموشت نکردم
اکنون به حکم تقدیر زنم از دام تو پر
روم با دیده‌ی تر سوی دیار دگر

ای آرزوی جانم، بگذر بر آشیانم
بر دام نامرادی از این بیش‌م میفکن
یاد عشق تو بُوَد همیشه در قلب من

 

در سال ۱۳۴۷ فیلم “Artık Sevmeyeceğim” محصول سینمای ترکیه با بازیگری ترکان شورای و جونت آرکین اکران شد. در صحنه‌هایی از این فیلم سه ترانه با صدای خانم بلقیس اوزینر اجرا شده‌ بود. این فیلم در همان سال با نام «همیشه در قلب منی» در ایران دوبله‌ شد و به نمایش در آمد. کریم فکور که دستی توانا در گذاشتن کلام بر آهنگ‌ ترانه‌های خارجی داشت بر آهنگ ترانه‌هایی که در این فیلم خوانده شده نیز کلام فارسی گذاشت که با صدای رامش اجرا و ضبط شد. کمی بعدتر همین ترانه با تغییراتی در چند بیت با صدای عارف هم ضبط و به صورت صفحه‌ی گرامافون به بازار آمد.

♫  LP Cover  ♫

* * *
نمونه‌ی فارسی شده‌ی ترانه‌های مشهور

*‌ * *

ویگن: لالایی

ویگن لالایی

ویگن و برادرش کارو

لالایی
شعر: کارو
آهنگ: ویگن
خواننده: ویگن

لالا، لالا، لالایی
لالا، لالا، لالایی

ببار ای نم‌نمِ باران،
زمینِ خُشک را تَر کُن
سرودِ زندگی سَر کُن
دلم تنگه، دلم تنگه
سرودِ زندگی سَر کُن
دلم تنگه، دلم تنگه

بخواب!
بخواب ای دخترِ نازم
به روی سینه‌ی بازم
که همچونِ سینه‌ی سازم
همه‌ش سنگه، همش سنگه
که همچونِ سینه‌ی سازم
همه‌ش سنگه، همش سنگه

لالا، لالا، لالایی
لالا، لالا، لالایی

لالایی کُن مُرغکِ من، دنیا فسانه است
هر ناله‌ی شبگیر این گیتارِ محزون
اشکِ هزاران مُرغکِ بی‌آشیانه است

لالا، لالا، لالایی
لالا، لالا، لالایی

♫  LP Cover  ♫

* * *
«لالایی» در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

* * *

الهه: بنگ بنگ!

الهه بنگ بنگ

بنگ بنگ!
کلام: کریم فکور / خواننده: الهه
بر آهنگ ترانه: Bang Bang – Sonny Bono and Cher

چه گویم زان عهد شیرین،‌ خاطرات کودکی
بازی تیراندازی با سلاح موشکی
بنگ‌ بنگ! با این صدا، بنگ بنگ! تیر از هوا
بنگ بنگ! می‌شد رها، بنگ بنگ! در عالم خیال

من کودکی شیطان بودم، تو هم شاد و بی‌پروا
وقت بازی می‌گرفتی نشانه قلب مرا
بنگ‌ بنگ! با این صدا، بنگ بنگ! تیر از هوا
بنگ بنگ! می‌شد رها، بنگ بنگ! می‌دیدمت خوشحال

دارم از گذشته‌ها
خاطره‌ای جانفزا

گذشت آن دوران شیرین، دگرگون شد آن زمان
آورد تو را به یادم این صدایی از کودکان
بنگ‌ بنگ! با این صدا، بنگ بنگ! تیر از هوا
بنگ بنگ! می‌شد رها، بنگ بنگ! در عالم خیال

تو رفتی و من مانده‌ام اکنون ز شادی جدا
از آن زمان در گوش من باشد هنوز این صدا
بنگ‌ بنگ! با این صدا، بنگ بنگ! تیر از هوا
بنگ بنگ! می‌شد رها، بنگ بنگ! می‌دیدمت خوشحال

دارم از گذشته‌ها
خاطره‌ای جانفزا

* * *
نمونهٔ فارسی‌شدهٔ ترانه‌های مشهور

* * *

فریدون فرخزاد: عاشقانه

فریدون فرخزاد عاشقانه

عاشقانه
کلام: ایرج جنتی‌عطایی / خواننده: فریدون فرخزاد
بر آهنگ: Für Elise قطعه‌ای برای پیانو از: Ludwig van Beethoven

تو با شکوه پاکِ مهربانی؛ عشقِ من، عشقِ من
چه می‌شود برای من بمانی؛ عشقِ من، عشقِ من
تو از کجا رسیدی ای همیشه کولیِ‌ دربدر
که بودنم به نابودی کشانی، عشقِ من، عشقِ من

من تشنه‌ام،‌ من تشنه‌ام ای چشمه‌ی جاودانه
تنِ مرا در بَر بگیر عاشقانه، عاشقانه
تو هستی که من هستم ای غرور بی‌کرانه
نگه کُن که می‌خندم کودکانه، کودکانه

با من بمان تا بماند شوقِ‌ بودن در وجودم
بمان با من تا بلرزد از نگاهت تار و پودم
تو هستی که من هستم ای غرور جاوادنه
نگه کُن که می‌خندم کودکانه، کودکانه

تو با شکوه پاکِ مهربانی؛ عشقِ من، عشقِ من
چه می‌شود برای من بمانی؛ عشقِ من، عشقِ من
تو از کجا رسیدی ای همیشه کولیِ‌ دربدر
که بودنم به نابودی کشانی، عشقِ من، عشقِ من

♫  LP Cover  ♫

* * *
نمونهٔ‌ فارسی‌شدهٔ‌ ترانه‌های مشهور

* * *

عهدیه: قصه دلها (ترانه فیلم)

عهدیه قصه دلها

قصه دلها (بی‌ تو هرگز) [+]
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: عهدیه
ترانه فیلم: روسپی

هرگز، هرگز، هرگز بی‌تو نمی‌خندم
بی‌تو بر دل عشقی هرگز نمی‌بندم

خدا، خدا، خدایا
اگر به کام من جهان نگردانی، جهان بسوزانم
اگر خدا، خدایا مرا بگریانی، من آسمانت را به غم بگریانم
منم که در دل ز نامرادی فسانه‌ها دارم
منم که چون گل شکفته بر لب ترانه‌ها دارم

هرگز، هرگز، هرگز بی‌تو نمی‌خندم
بی‌تو بر دل عشقی هرگز نمی‌بندم

تو بیا فروغ آرزوها، که رنج جستجو را پایان تویی
تو بیا که بی‌تو آه سردم، که بی‌تو موج دردم، درمان تویی
منم که در دل ز نامرادی فسانه‌ها دارم
منم که چون گل شکفته بر لب ترانه‌ها دارم

هرگز، هرگز، هرگز بی‌تو نمی‌خندم
بی‌تو بر دل عشقی هرگز نمی‌بندم

♫  LP Cover  ♫

* * *

ویگن ـ دلکش: بیقرار

ویگن دلکش بی قرار

بیقرار
شعر: میرناصر شریفی
آهنگ: مهدی خالدی
ارکستر: عطاالله خرم
خوانندگان: ویگن ـ دلکش
اجرا: ۱۳۳۶

دلکش:
جز به تو من دلِ خود به کسی ندهم

ای گلِ من دلِ خود به خَسی ندهم

ویگن:
جلوه زندگی بود به روی تو
می‌کُنم هر کجا من جستجوی تو
عمرم را ای بنفشه موی لاله‌رو
بسته‌ام با دو دست خود به موی تو

دلکش:
ای گل من! به‌خدا، به‌خدا
نزنم قدم به راه دیگری

ویگن:
به‌خدا، به‌خدا
نکُنم هوای یار بهتری

دلکش:
به‌خدا، به‌خدا
نزنم به سینه جز تو گوهری

ویگن:
به‌خدا، به‌خدا
ندهم به جز تو دل به دلبری
* * *

داریوش رفیعی: به یاد آن گل

داریوش رفیعی به یاد آن گل

به یاد آن گل
شعر: نظام فاطمی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: داریوش رفیعی

گل رفت و گلستان ویران شد
در سینه‌ام از غم طوفان شد
داد از جور زمان
باز سرد و غم‌افزا شد شبها
زد مُهر خموشی بر لبها
مرغ از بیم خزان
این فصلِ محنت‌زا، پنداری آتشها، به گل و به گلستان زد
شد ویران بُستانها، دست غم پیکانها به نشانه دل و جان زد

ای بلبل خاموشی، بی‌رُخ گلها خاموش‌ست نغمه و آوا می‌سوزی
چون من شیدا آتش پنهان بر دل و جان داری
چون آید باز از ره پیک بهاران گل خندد بر رخ یاران شادان کُن
دل به امیدی بهر چه بیم از جور خزان داری

اگر خزان دارد دنیا بیا که دل خُرم سازیم به یاد فروردینش
دلی که می‌سوزد زین غم دهیم ازین پس ای بلبل به یاد گُل تسکینش
روزی که خزان گردد طی شادی به تو می‌بخشد گُل با خنده‌ی شیرینش

* * *