مهستی: الهی بمونی

مهستی الهی بمونی

الهی بمونی
آهنگساز: حبیب‌الله بدیعی
ترانه‌سرا: هما میرافشار
تنظیم‌کننده: حبیب‌الله بدیعی
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۵۰

به شهر و دیاری ببر تو مرا
که نور خدا باشه و من و تو
نباشه به دلها نشونه‌یِ غم
اُمید و صفا باشه و من و تو
بریم اون‌جا که عشق و مستی خطا نباشه
تو سینه‌ها جایِ مَحَبت، ریا نباشه

به‌غیرِ خدا که مهربونه
نمی‌خوام دلِ دیگه بدونه
تو با وفایی، تو با صفایی

از این خسته‌دل پَروا مکُن
مرا بیش از این رُسوا مکُن
الهی بمونی با مهربونی
جدایی نگیری، قدرم بدونی
که دنیا نداره وفایی!

بمون بر سَرِ پیمونِ من
تو بازی مکُن با جونِ من
که دنیا سَرابه، نقشِ بر آبه
دو روزِ جوونی مثلِ حبابه
نیَرزه به یک‌دم جدایی!
. . .
. . .

♫  LP Cover  ♫

* * *

ویگن: بپذیر

ویگن بپذیر

بپذیر
ترانه‌سرا: رضا شمسا
آهنگساز: اونیک
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۷

مستی چشمان تو را
باده ندارد به‌خدا!
در پی‌ات آیَم همه‌سو
بینَمت ای مَه، همه‌جا!

وای، وای!

من به فدای تو، عشوه مکُن!
از من خسته بهانه مگیر!
ای که شد عشق تو هستی من
عشق و وفای مرا بپذیر!
بپذیر از دل من، دگر آوای مرا
بشنو در دل شب، غم گویای مرا
که بَری از دل من، همه غم‌های مرا

عشق تو نغمه‌سرا کرده وجود مرا
عشوه مکُن که دلم می‌شکند به‌خدا!

وای، وای!

● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *

اونیک: می‌تونی مشت منو وا بکنی

اونیک می‌تونی مشت منو وا بکنی

می‌تونی مشت منو وا بکنی (با صدای رامش)
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: اونیک

می‌تونی مُشت من‌و وا بکُنی
من‌و پیش همه رسوا بکُنی
می‌تونی همره این قطره‌ی اشک
دامنم رو مثل دریا بکُنی
اما مشکل بتونی عشقم‌و حاشا بکُنی
دیگه مشکل مثل من یاری تو پیدا بکُنی

می‌تونی قهر بکُنی ناز بکُنی
از نو اون حرفا رو آغاز بکُنی
می‌تونی قلبم‌و آتیش بزنی
با دلم غمها رو دمساز بکُنی
اما مشکل بتونی عشقم‌و حاشا بکُنی
دیگه مشکل مثل من یاری تو پیدا بکُنی

می‌تونی رو دل من پا بذاری
من‌و با این همه غم جا بذاری
می‌تونی عشقتو از من بگیری
دلمو بی‌کس‌و تنها بذاری
اما مشکل بتونی عشقم‌و حاشا بکُنی
دیگه مشکل مثل من یاری تو پیدا بکُنی

* * *

گوگوش: حکایت

گوگوش حکایت

حکایت
شعر: ایرج جنتی‌عطایی
آهنگ: سورن
خواننده: گوگوش
انتشار: پاییز ۱۳۴۸

در آن غروب جدایی، سرد و سنگین
رفتی که بر من بگریَد ابر غمگین
رفتی که حسرت شکوفد در نگاهم
رفتی که سوزد کاشانه‌ی من از سوز آهم
رفتی و رفتی، ولی این قلب خسته
باور ندارد عهد من و تو دیگر شکسته!
شد از تو غمگین، چو پاییزی سرگذشتم
چشم ستاره بگریَد بر سرنوشتم
افسانه‌ی دل خواندم برایت، باور نکردی!
از عشق پاکم گفتم حکایت، باور نکردی!
دیگر امیدی ندارم تا بیایی
باید بسازم دور از تو عمری با این جدایی!
اکنون اگرچه گریزی از نگاهم
ای بی‌محبت، در خواب و رویا جز تو نخواهم!

* * *

گوگوش: یک روزی پیدات می‌کنم!

گوگوش یک روزی پیدات می کنم

یک روزی پیدات می‌کنم
ترانه‌سرا: ایرج جنتی‌عطائی
آهنگساز: پرویز اتابکی
تنظیم‌کننده: واروژان
خواننده: گوگوش
ضبط: پاییز ۱۳۵۰
پخش و انتشار صفحه: تابستان ۱۳۵۱

با اون همه قول و قرار و پیمون
که با منِ غم‌زده داشتی، رفتی!
می‌خواستی از تنهایی دورم کنی
اما منو تنها گذاشتی، رفتی!
پس اون همه وعده که دادی، چی شد؟!
رفتی و وعده‌تو وفا نکردی!
گفتی: «خدا تو رو به من رسونده»
رفتی و شرمی از خدا نکردی!
برو، ولی هرجا باشی
هر جای این دنیا باشی
یه روزی پیدات می‌کنم
نگاه تو چشمات می‌کنم
راز تو رو پیش همه
میگم و رسوات می‌کنم!

با اون همه قول و قرار و پیمون
که با منِ غم‌زده داشتی، رفتی!
می‌خواستی از تنهایی دورم کُنی
اما منو تنها گذاشتی، رفتی!
برو، ولی یادت باشه که با من
از روز اول، تو وفا نداشتی!
گفتی: «خدا گواهه دوستت دارم»
تو گفتی، اما به خدا نداشتی!
اون روزا یادت نمیاد که گفتی:
«اگر بری، غم واسه من می‌مونه»
یادت میاد گفته بودی: «به جز تو
راز تو رو فقط خدا می‌دونه!»
. . .

♫  LP Cover  ♫

* * *

ویگن: یاد

ویگن یاد

یاد
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: سورن [الکساندر مایلیان]
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۴

فتاده در میان ما جدایی‌های بسیاری
نه یک نامه، نه پیغامی، نه امیدی به دیداری
فتاده در میانِ ما هزاران صحرا
هزاران کوهِ سنگین‌دل، هزاران دریا
خوشا بر آن پرستویی که پَر می‌گیرد
به تنهایی (آسانی) شبی راه سفر می‌گیرد
به چشم من تو چون خورشیدی
همه نوری، همه امیدی
به هر جا رفتی، مبَر از یادم
که من هم هر دم به یادت شادم

* * *
مجموعه‌ای از ترانه‌های «تک‌ساز» در این سایت

* * *

مهستی: من دیگه یار نمی‌خوام

مهستی من دیگه یار نمی خوام

من دیگه یار نمی‌خوام
شعر: جهابخش پازوکی
آهنگ: جهانبخش پازوکی
خواننده: مهستی
انتشار ترانه: زمستان سال ۱۳۴۹

من دیگه یار نمی‌خوام
دلِ بیمار نمی‌خوام
دلبر و دلدار نمی‌خوام

دل دیگه باید تنها بشه
دیوونه باید دانا بشه
دل دیگه گرفتار نمی‌شه
غم، رو هم رو هم بار نمی‌شه

من دیگه یار نمی‌خوام
دلِ بیمار نمی‌خوام
دلبر و دلدار نمی‌خوام

غم اگه تو دل پا بذاره
اَشکِ چِشمو در بیاره
وای، وای، بر دلِ من
ترکِ دل و جون می‌کنم
سینه‌مو ویرون می‌کنم
مهمونو بیرون می‌کنم

من دیگه یار نمی‌خوام
دلِ بیمار نمی‌خوام
دلبر و دلدار نمی‌خوام

دل اگه بهونه بگیره
از تو هی نشونه بگیره
وای، وای، بر دلِ من
ترکِ دل و جون می‌کنم
سینه‌مو ویرون می‌کنم
مشکلو آسون می‌کنم

من دیگه یار نمی‌خوام
دلِ بیمار نمی‌خوام
دلبر و دلدار نمی‌خوام

● با این ترانه همکاری مهستی و جهانبخش پازوکی پا می‌گیرد.

♫  LP Cover  ♫

* * *
ترانه‌شناسی جهانبخش پازوکی (مهستی)

* * *

ایرج: ناز آفرین

ایرج ناز آفرین

ناز آفرین
شعر عبدالله الفت
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: ایرج

چشمانت بر دلم آتش بارد
چون آتش شعله و گرمی دارد
چون ریزد موی زرین بر دوشت
بوی جان خیزد از آن آغوشت

ای رُخت شمع کاشانه‌ام
از تو روشن شود خانه‌ام
سوی شمع رُخت پَر کِشم
پَر بسوزی چو پروانه‌ام

دو چشمت مستی انگیزد
نگاهت خون دل ریزد
رخ ناز آفرین داری
نگاهی آتشین داری
دو چشمت فتنه برخیزد
شرار آرزو ریزد

چون می بُوَد لبهای تو
لبها بُوَد صهبای تو
گیسو ز رخ یک‌سو ز تن
گل بر سر گیسو بزن

* * *
از «اسفندیار منفردزاده» در این سایت:

یادمان اسفندیار منفردزاده

* * *

داریوش: بوی خوب گندم

داریوش بوی خوب گندم

بوی خوب گندم
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: واروژان
خواننده: داریوش اقبالی

اهل طاعونی این قبیله‌ی مشرقی‌ام
تویی این مسافر شیشه‌ایی شهر فرنگ
پوستم از جنس شبه، پوستِ تو از مخمل سرخ
رختم از تاوله، تن‌پوش تو از پوست پلنگ

بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هر چی می کارم مال تو

تو به فکر جنگل آهن و آسمون خراش
من به فکر یه اتاق اندازه‌ی تو واسه خواب
تن من خاک منه، ساقه‌ی گندم تن تو
تن ما، تشنه‌ترین تشنه‌ی یک قطره‌ی آب

بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هر چی می کارم مال تو

شهر تو، شهر فرنگ
آدماش ترمه قبا
شهر من، شهر دعا
همه گنبداش طلا

تن تو، مثل تبر
تن من، ریشه‌ی سخت
تپش عکس یه قلب
مونده اما روی درخت

بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من هر چی می کارم مال تو

نباید مرثیه‌گو باشم واسه خاکِ تنم
تو آخه مسافری، خونِ رگِ این‌جا منم
تن من دوست نداره زخمی‌ی دستِ تو بشه
حالا با هر کی که هست، هر کی که نیست، داد میزنم:

بوی گندم مالِ من، هر چی که دارم مالِ من
یه وجب خاک مالِ من، هر چی می‌کارم مالِ من

تهران، ۱۳۵۳

* * *

گوگوش: قصه‌ی بره و گرگ

گوگوش قصه بره و گرگ

قصهٔ بره و گرگ
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: بابک افشار
تنظیم آهنگ:‌ واروژان
خواننده: گوگوش

بیا تا برات بگم آسمون سیا شده
دیگه هر پنجره‌ای به دیواری وا شده
بیا تابرات بگم گل تو گلدون خشکیده
دست سردم تا حالا دستِ گرمی ندیده

بیا تا مثل قدیم واسه هم قصه بگیم
گم بشیم تو رویاها، قصه از غصه بگیم
بیا تا برات بگم قصهٔ بره و گرگ
که چه جور آشنا شدن توی این دشتِ بزرگ

آخه شب بود می‌دونی، بره گرگ‌و نمی‌دید
بره، از گرگ سیاه حرفهای خوبی شنید
برهٔ تنها رو گرگ به یه شهر تازه بُرد
بره تا رفت تو خیال، گرگ پرید و اون‌و خورد

بره، باور نمی‌کرد؛ گفت شاید خواب می‌بینه
ولی دید جای دلش خالی مونده تو سینه
بیا تا برات بگم تو همون گرگ بدی
که با نیرنگ و فریب به سراغم اومدی

♫  LP Cover  ♫

* * *