روانبخش: بی‌‌غم زمانه

روانبخش بی غم زمانه

بی‌غم زمانه
شعر بامداد چویباری
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: روانبخش

* * *
یادمان هفتاد سالگی «اسفندیار منفردزاده»

* * *

امیر رسایی: شکوه (ترانه فیلم)

امیر رسایی شکوه

شکوه
ترانه‌سرا: رضا شمسا
آهنگساز: پرویز مقصدی
خواننده: امیر رسایی
ترانه فیلم: عشق کولی محصول ۱۳۴۸

ای خدا سرگشته در دنیای ظلمت‌ها منم
آشیان گم‌کرده‌ای در شام بی‌فردا منم
مرغک شادی ز بام دل پریده
روشنی از چشم من دامن کشیده

ای شده بیگانه با من
با غم تو آشنا، من
از چه میخواهی که ریزم
اشک ناکامی به دامن

مانده از بگذشته کی
جز نقش بی رنگی مرا
کرده‌ای قسمت خدا
دنیای دلتنگی، مرا

ای غم از جان من غمگین چه می‌خواهی دگر
از دل دیوانه‌ی من کس نمی‌گیرد خبر
درد بی‌درمان و بی‌تسکین، منم، من!
مرد تنها با دلی غمگین منم، من!

● بر روی این ملودی، دو ترانه دیگر به نامهای «با تو بدرود» سروده هوشنگ توفیقی، با صدای عارف (۱۳۴۸) (در اینجا) و «گریه کن ای قلب من« سروده ایرج جنتی عطایی با صدای گوگوش (۱۳۴۹) (در اینجا) اجرا شد.

*‌ * *
♫  LP Cover  ♫

* * *

عارف: بیا دستی برآریم

عارف بیا دستی برآریم

بیا دستی برآریم
ترانه‌سرا: عبدالله الفت
آهنگساز: حسن لشگری
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۸

بنال ای دل به یاد آشنایی
فغان سر کن به آهنگ جدایی
بیا با یکدگر دستی برآریم
به سوی بارگاه کبریایی

ز دست دوری یارم دل زارم گرفته
میان موج اشکم چون سبو از غم گرفته

خدایا، خدایا
به من یارم ببخشا!

خداوندا به دلهای شکسته
به سوز سینه‌ی در خون نشسته
به قلب من یار من، نوری درافکن!
در او از مهر من، شوری برافکن!
. . .
. . .

♫  LP Cover  ♫

* * *

رامین ـ گوگوش: قصه آشنایی (ترانه فیلم)

رامین گوگوش قصه آشنایی

قصه آشنایی
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: رامین و گوگوش
ترانه فیلم: شب فرشتگان

قصه آشنایی
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: رامین و گوگوش
ترانه فیلم: شب فرشتگان ـ زمستان ۱۳۴۷

این دو روزِ عمر رنگین
روزی شاد و روزی غمگین
آری، بُوَد این قصه شیرین

غنچه‌های آشنایی
پا گرفت و دلربا شد
قلبشان با شور و شادی
با محبت آشنا شد
آری، بُوَد این قصه شیرین

♫  LP Cover  ♫

* * *

روانبخش: حجله (نازی‌جان)

روانبخش حجله نازی جان

حجله (نازی جان)
شعر:‌ پرویز وکیلی
آهنگ:‌ سورن [الکساندر مایلیان]
خواننده:‌ روانبخش

حجله (نازی جان)
شعر:‌ پرویز وکیلی
آهنگ:‌ سورن [الکساندر مایلیان]
خواننده:‌ روانبخش

روم صحرا منِ خسته
بچینم گل، دسته دسته
آیوم به خونه‌ی تو نازنینم
لبام پُر از خنده و دلم شکسته

بی‌نصیبم نازی جان
بی‌تو غریبم نازی جان
پیش چشمام می‌رود حجله رقیبم نازی جان

خداوندا دلِ زارم
شده پر خون ز غم دیگر
سفر کنم در پی یار دیگر
طلا گیرم قدش را ز پا تا سر

بی‌نصیبم نازی جان
بی‌تو غریبم نازی جان
پیش چشمام می‌رود حجله رقیبم نازی جان

* * *

ویگن ـ دلکش: آی گفتی

ویگن دلکش آی گفتی

آی گفتی
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن و دلکش
انتشار: ۱۳۳۸

ویگن: دلم می‌خواست تو بودی و صحرا بود
دلکش: آی گفتی، آی گفتی، گُل گفتی!
ویگن: در آن میان، زبان دل گویا بود
دلکش: آی گفتی، آی گفتی، گُل گفتی!

دلکش: دلم می‌خواست تو بودی و مهتابی
ویگن: آی گفتی، آی گفتی، گُل گفتی!
دلکش: تو بودی و مَه و صفای آبی
ویگن: آی گفتی، آی گفتی، گُل گفتی!

همخوان:
من به دوش تو، سر برنَهَم تا سحر
تو چو مرغ چمن خوش کنی نغمه سر
تا بهاران رسد، لاله‌ها بردَمد
بلبل خوش‌نوا مژده‌ی گُل دهد

دلکش: چه خوش بُوَد چو آهوان رمیدن
ویگن: آی گفتی، آی گفتی، گُل گفتی!
دلکش: کنار چشمه با تو آرمیدن
ویگن: آی گفتی، آی گفتی، گُل گفتی!

ویگن: دلم می‌خواست تو بودی و مهتابی
آی گفتی، آی گفتی، گُل گفتی!
ویگن: تو بودی و مَه و صفای آبی
آی گفتی، آی گفتی، گُل گفتی!

همخوان:
از جهان بی‌خبر، مست و مدهوش تو
گویَم از عشق تو قصه در گوش تو
تا بهاران رسد، لاله‌ها بردَمد
بلبل خوش‌نوا مژده‌ی گُل دهد

* * *

عارف: برای خنده‌ تو (اشک بلور)

عارف برای خنده تو

برای خنده‌ تو (اشک بلور)
شعر و آهنگ: جهانبخش پازوکی
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: عارف

سرم را روی زانویت گذاشتم
دیگه گریه به من مهلت نمی‌داد
تو می‌خواستی که بگریزی هراسان
ولی اشکم به تو فرصت نمی‌داد
چرا آمدی!؟ چرا آمدی!؟
آمدی باز بخندی به روز و روزگارم
برای خنده‌ی تو، دیگه اشکی ندارم
من از پُشتِ بلور اشک دیدم
که می‌خندی به روز و روزگارم
غرورم را به دست اشک دادم
ولی رفتی تو مغرور از کنارم
چرا آمدی!؟ چرا آمدی!؟
آمدی باز بخندی به روز و روزگارم
برای خنده‌ی تو، دیگه اشکی ندارم

♫  LP Cover  ♫

* * *

ویگن: بیا

ویگن بیا

بیا
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن و الهه

الهه:
رفتم؛ رفتم
پشیمانم از آزارت؛ رفتم
مکُن هرگز یاد مرا
برو! پیشم دیگر میا
مَبَر نامم بهر خدا
شوی تا از دستم رها؛ رفتم

ویگن:
بیا، بیا!
امید ناامیدی‌ها، بیا!
چرا باشی تو دور از ما؛ بیا!
رفتی از چه رو ای دیر آشنا
بازآ تا نسوزی جان مرا
بیا جانم به قربانت، بیا!
بیا دستم به دامانت بیا!

الهه:
آزارت نمی‌کنم دگر
بیهوده مکُن به من نظر
عشق من نمی‌دهد ثمر؛ رفتم
در گوشم مخوان فسانه‌ات
قلبم را مکُن نشانه‌ات
بگریزم ز دام و دانه‌ات؛ رفتم
نوای زار من از دل برخیزد
بنشیند گر بر دل شوری انگیزد
سرشک حسرت‌ها در سینه ریزد

ویگن:
تو همچون سایه ابری
که در یک جا نمی‌مانی
تو همچون خواب شبهائی
که از چشمم گریزانی
تو از راز نگاه من
غم دل را نمی‌خوانی
تو عشق سینه‌سوزم را
نمی‌دانی، نمی‌دانی
امید ناامیدی‌ها، بیا!
چرا باشی تو دور از ما؛ بیا!

الهه:
روز و شب چو بلبلی حزین
می‌سازم نوای دلنشین
می‌خوانم ز سرما و خزان، رفتم
بیهوده نمی‌کُنم فغان
می‌سوزم ز سوز دیگران
در رنجم ز رنج این و آن؛ رفتم . . .

● بر ملودی این آهنگ، ترانه‌ی «گریزان» را با صدای ویگن بشنوید.

* * *