
والله
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: بابک افشار
خواننده: نارملا

والله
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: بابک افشار
خواننده: نارملا

شتربانا
شعر: مولانا
آهنگ: در مایه دشتستانی
خواننده: عبدالوهاب شهیدی

باران
شعر: رضا عزمی
آهنگ: کامبیز مژدهی
خواننده: منوچهر سخایی
باران کمی آهستهتر
تا مرغکم کُنم خبر
او خفته غمگین و نزار
روی شاخسار، دارد انتظار
باران کمی آهستهتر
تنها و خسته جان، مرغ بیآشیان
با قلب کوچک خود زیر باران
باران مگو به کس
روییده خار و خس از دهان ابر
در این شام دراز سر میدهی تو باز ترانهات
باران کمی آهستهتر
تا مرغکم کُنم خبر
او خفته غمگین و نزار
روی شاخسار، دارد انتظار
باران کمی آهستهتر
♫ LP Cover ♫
* * *

دختر ساری (کیجا)
ترانهسرا: کریم فکور
تنظیمکننده: ارکستر رادیو
خوانندگان: ویگن و پوران
انتشار: ۱۳۴۰
ویگن:
ای دختر ساری، ای رَشک گُلهای بهاری
در چشم جادویَت میخوانم راز عشق و یاری
دیدم تو را یک شب در خواب و بیداری
تاری ز گیسویَت گرفتم یادگاری
پوران:
دیدم تو را یک شب با یاران، در آغوش صحرا
مهتاب شهر ما در آنشب دلکش بود و زیبا
بردی مرا یک دَم در عالم رویا
خواندی به گوشم نغمههای آرزو را
آمد روز جدایی آن رویای طلایی
شد نقشِ بر آب!
ویگن:
عشق چون تو غزالی
خوابی بود و خیالی
شادم از این خواب!
آی کیجا، کیجا، کیجا!
نقش تو را بینم، روی آرَم به هر جا!
زین پس مشو هرگز جدا از من!
جانا نگیر عشق مرا از من!
پوران:
من دختری از سرزمین شوق و شورم
با تو بُوَد قلبم اگرچه از تو دورم
. . .
. . .
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

آرزوی محال
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: روانبخش

دستم بگیر
شعر: ناصر نظمی
تار: فرهنگ شریف
خواننده: عزت روحبخش
دستم بگير کز غم ايام خستهام
نازم بکش که عاشقم و دلشکستهام
از خود مران که قسم میخورم هنوز
جز با دو چشم مست تو عهدی نبستهام
گفتی به ناز تا بزنم پنجهای به ساز
دانی که پردهی دل محزون گسستهام؟
سازم شکست بی تو و عمرم به غم گذشت
اکنون به ياد روی تو تنها نشستهام
* * *

مادر
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: فرامرز پارسی
تنظیم آهنگ: منوچهر چشمآذر
خواننده: فرامرز پارسی
* * *
نام و یاد «مادر» در ترانههای ایرانی
* * *

چشمهی مهتاب
ترانهسرا: کریم فکور
تنظیم آهنگ: ارکستر رادیو
خوانندگان: ویگن و پوران
انتشار: ۱۳۴۰
پوران:
در چشمهی مهتاب
امشب بیا کز دل، غبار غم بشوییم
از دل، غبار غم بشوییم و بگوییم
با یکدگر راز نهان را
ویگن:
در چشمهی مهتاب
گَرد هوس از لوح دل شوییم و خندیم
با یکدگر عهد وفاداری ببندیم
شاهد بگیریم آسمان را…
ویگن: گردون، حجاب نقرهگون بر سر کشیده
پوران: در آسمان دل، مَهِ شادی دمیده
ویگن: چون رنگ مَن، رنگت پریده
پوران: شد بُرون از پرده، رازم
حلقه زد اشکم به دیده!
وقت سخن گفتن رسیده
ویگن: بَرگو امشب راز دل را
نغمه سر کُن تا سپیده!
ویگن: از چشمانت امشب خیزد شراره
پوران: صد قصه میگوید با یک اشاره
ویگن: آیَت عشق ما، پیمان دیرین
پوران: شاهد عهد ما ماه و ستاره
همخوان: شاهد عهد ما ماه و ستاره!
ویگن: یادت آید روزگاری
پوران: کِی؟!
ویگن: همان خُرمبهاری
کز تو بر من مژده آمد
پوران: یادم آمد، آری، آری!
ویگن: زیر ابر پارهپاره
میزند چشمک، ستاره
پوران: گوید این سرگشته گردون
کِی دهد عمر دوباره؟
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

خزان
شعر و آهنگ: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی
س
ناز و کرشمه بس کُن ای مه آسمانی
میگذری خرامان از غم دل چه دانی
من به خیال وصلت ناله کُنم شبانگاه
تا تو امید جانم کی ز غمم رهانی
تو بیا صنما، به من خسته وفا کُن
دل خونشده را ز وفا غرق صفا کُن
ز چه بیخبری گل من ز رسم یاری
بنشین به برم، پس از این ترک جفا کُن
آه. . . روزی ای زیبا آه شرر بار من
گیرد دامانت سوزد جانت چون پیمانت بشکستی
ترسم چون گلها با همه افسونگری
چون پاییز آید، عمرت پاید ز چه عهد خود بگسستی
ناگهان دیدم آن تیر جفای خزان
داد من گیرد از دست تو گل بیامان
ای صبا یک شب از محفل یارم گذر
تار مویی از او بهر من آور نشان
[ای که دل بردهای از من به شیرینسخنی
دل من از سخن تلخ چرا میشکنی؟
گفته بودی که نگویم سخن از تو به دگر
چه بگویم من اگر از تو نگویم سخنی]
. . .
* * *ترانهشناسی داود مقامی در سایت راوی حکایت باقی
* * *