
از دست رفته
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: سورن [الکساندر مایلیان]
تنظیم آهنگ: آلوارو سباستیان
خواننده: منوچهر سخایی
از دست رفته
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: سورن [الکساندر مایلیان]
تنظیم آهنگ: آلوارو سباستیان
خواننده: منوچهر سخایی
او شبِ آخر از راه در آمد پریشان در آغوشم
گریه سر داد و گفتا: «آه اگر نمایی فراموشم»
آه، چهره بر پایم میکشید
قلبِ من از گریهی او میتپید
این زمان دور از او میکنم آرزو
از افقها سفر کنم، ز آسمانها گذر کنم سوی او
سرخوش هستم با خیال این آرزو
♫ LP Cover ♫
* * *

خواستگار
ترانهسرا: کریم فکور
آهنگساز: عطاالله خرم
خوانندگان: ویگن و بهشته
انتشار: ۱۳۴۳
ویگن:
نازت کشیدم، دیدم سرانجام
کشیدی دست از افسون و دلآزاری
قدم نهادم به خانهی تو که راز دل، تو را گویم
کنم از تو خواستگاری!
بهشته:
از شکوه بگذر، من بیگناهم
گرَت چندی بیازردم، پشیمانم!
اکنون که بر تو افتد نگاهم
تو را بینم اسیر عشق
این سِر از چشم تو خوانم!
( ـ خب حرف بزن، توضیح بده
از تمول، از سرمایه؟!)
ویگن:
سرمایهی من باشد دل من
دارم دلی چون آیینه، روشن!
بهشته:
بگو چه باشد اندیشهی تو؟!
آگه نباشم از پیشهی تو!
ویگن:
تو میدانی عاشقم، بُوَد عشقت پیشهام!
نباشد جز عشق تو به گیتی، اندیشهام!
بهشته:
بگو جز عشق و وفا، سخنهای دیگری!
بگو از سیم و زَرَت،نشان و انگشتری!
ویگن:
مخواه از من، مُکنت چندان
جای این هدیهها در رهَت بخشم سر و جان!
( بهشته: خونهی شخصی داری؟!
ویگن: خونهی دلم مال توست!
بهشته: اتومبیل سواری؟!
ویگن: اوه! تو باید به روی چشمم بشینی!
بهشته: مقام؟
ویگن: مقام امن و مِی بیغش و رفیق شفیق
گرت مدام مُیسر شود زَهی توفیق!
بهشته: مهریه چی؟!
ویگن: یک سیر نبات!)
بهشته:
مهرت اگرچه بر دل نشسته
نمیخواهم که عمری بینوا مانم
با دست خالی، با چشم بسته
چگونه پا نَهَم در رَه؟ خدایا نمیتوانم!
ویگن:
غافل ز گنج عشق و جوانی
مشو ای جان، که در پایَت گوهر ریزم
مستم ز عشقت، آنسان که دانی
اگر از من، تو جان خواهی ز عشقت نمیگُریزم!
بهشته:
من هم ز عشقت نمیگُریزم!
عشق و محبت باشد جهیزم!
ویگن:
دگر چه گویَم از نسیه و نقد؟!
این گفتگوها باشد سر عقد!
( بهشته: اصلا میدونی چیه؟! من جز محبت از تو چیزی نمیخوام!
ویگن: حالا که اینطور شد بذار منم بگم که از تمول بیبهره نیستم؛ فقط میخواستم ببینم نظر تو چیه؟!)
چو دارم اکنون یقین که بر من دل بستهای!
سخن میگویم درست، تو خوبی، وارستهای!
مخور غم از بهر مال! مرا باشد سیم و زَر
بریزم در پای تو چه خواهی جز این دگر؟!
همخوان:
ز مِهرت باشد دل، روشن
با توام، با توام تا بُوَد جان در تن من!
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

طفلی دلم پیر شد
شعر و آهنگ: صمد نوریان
خواننده: مجید مقدم
دلی که عاشق باشه چرا میشه دیوونه
تو زندگی درد و غم برای دل میمونه
طفلی دلم به این زودی پیر شد
از عشق و عاشقی دیگه سیر شد
روزی که با او شدم من
زندگی روزهای خوبی برام داشت
نمیدونم چی شد، آخر کجا رفت
درختِ غم تو باغچهی دلم کاشت
طفلی دلم به این زودی پیر شد
از عشق و عاشقی دیگه سیر شد
مثالِ برّهی گمکرده مادر
به دنبالش میگردم ایندر، اوندر
میدونم یه روزی او برمیگرده
دنیا بیاو برام زندونِ درده
طفلی دلم به این زودی پیر شد
از عشق و عاشقی دیگه سیر شد
♫ LP Cover ♫
* * *

صدای گریه میاد
شعر: مینا اسدی
آهنگ: ویلیام خنو
خواننده: هوتن داروگر
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *
«مینا اسدی» (شاعر) و ترانههای او
* * *

حباب
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
تنظیم: منوچهر اسلامی
خواننده: حسن شماعیزاده
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

چشم و دلم روشن
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: فرامرز پارسی
خواننده: فرامرز پارسی

همسایه (دختر همسایه)
ترانهسرا: کریم فکور
تنظیم آهنگ: ارکستر رادیو
خوانندگان: ویگن و الهه
انتشار: ۱۳۴۱
ویگن:
میخندی و ریزَد صد شعله بر جانم
میبینمت، اما نامت نمیدانم!
الهه:
خواندی ز چشمانم عشق نهان من
دیگر چه میپُرسی نام و نشان من؟!
ویگن: همسایهات بودم میدیدمت گاهی
الهه: میدیدمت خندان، گاهی سر راهی
ویگن: خاطرات آن زمان، لطف دگر دارد
الهه: چشم تو بس فتنهها در زیر سر دارد!
ویگن: روزگاری ساکن کوی وفا بودی
الهه: قلبم اکنون رنگ عشق تازهتر دارد!
ویگن:
دستم به دامانت از من مَکِش دامن!
وصلت نمیخواهم عشقم مگیر از من!
الهه:
دیر آمدی ای جان! عشقی به سر دارم
پیمان یاری با یار دگر دارم!
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

گوهر یکدانه
شعر: حافظ
آهنگ: تورج شعبانخانی
خواننده: تورج شعبانخانی

جزیره
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: هوشنگ شهابی
ارکستر: آلوارو سباستیان
خواننده: منوچهر سخایی
جزیرهای غریبم که تنها نشستهام به دریا
بدین شکنجِ دریا اسیرم، در این میانه تنها
ندیده دیدهی من به جز این کبودی افقها
نه آنکه رهگذاری نهد پا گهی به ساحل من
دگر ز قهر طوفان خدایا شکسته این دلِ من
نه بادبانِ کشتی زمانی به چشمم آید از دور
نه در شب سیاهم چراغی به چهرهام دهد نور
جزیرهای غریبم که تنها نشستهام به دریا
بدین شکنجِ دریا اسیرم، در این میانه تنها
ندیده دیدهی من به جز این کبودی افقها
نه گُلبنی درآید، نه روید ز خاکِ من درختی
بگو به موج ساحل چه تازد به جانِ تیرهبختی
کنون دگر خدایا غمینم ز آسمان و دریا
میان اشک شورم به دورم ز شهر آرزوها
* * *

حیران (بیم و امید)
ترانهسرا: ناصر صفااللهی
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۸
در رهی بیگانه اینسان بیسرانجام
در پی امید و شادی میزنم گام
میروم در جستجوی سرنوشتم
طاقتم ده ای خدا تا گیرم آرام
در ورطهی غم گویی چه کنم؟!
ناامید و حیران میرسد به لب، جان
عمرم شده طی در بیم و امید
نبُرده از جهان به جز غم و تلخکامی
مگر دهد خدای من، قرار و آرامی
عشق من تبَه شد، روز من سیَه شد
عمرم شده طی در بیم و امید
فغان از این دل حَزین ز رنج جانکاهم
به من رسان! خدای من، امید و دلخواهم
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *