
چراغ لاله
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: ضیاء مختاری
خواننده: روانبخش
چه خوش بریزد صبا گل به فرش چمنها
چراغ لاله فروزد میان سمنها
شکوفهها بردمد چون هزاران ستاره
همه بیابان شود چون گلستان دوباره
گر نیایی از سفر به روز انتظار من
به خدا نیاید این بهار و گل به کار من
به چشم من بیرخ یار، خزان شود روی بهار
چرا تو چون سایهی گل بر سر من نباشی
به جای گل پای چمن، غم تو شد همدم من
چرا تو ای تازه گلم در بر من نباشی
* * *

تنهایی (اجرای اول)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: دلکش
شب آمد، هجران باز آمد، وای از تنهایی
غم آمد، حرمان باز آمد، وای از تنهایی
عشق آمد، فکر تو آمد، یادِ تو ای مَه
در قلب سوزان باز آمد، وای از تنهایی
سپیده زد، سحر آمد، به سر آمد شب هجرانم
نیامدی تو مَه من، به لبِ من ز غمت جانم
مرغ شب بارد با من اشک غم دامن دامن
تیرهتر گردی ای شب! چه کُنی آخر با من
ای شبِ هجران که نباشد سحری تو را
آه! ز یار من تو نداری خبری چرا
وای! چه شد آن وفا، آه! چه شد آن صفا
دور از رویت، همچو مویت
سیه کرده روز من، غم خانهسوز من
* * *

تنگ بلور
شعر: کریم فکور
آهنگ: محمود قراملکی
تنظیم آهنگ: آندرانیک
خواننده: امیر رسایی
کاشکی میشد یه تو یک روز بهار
در زمین در آسمان سفر کنم
کاشکی میشد با تو بی چون و چرا
به بهشت عاشقان سفر کُنم
به سوی ساحل دریای خزر
همرهت خندهزنان سفر کنم
سر کنم نزد تو افسانه عشق
دور از افسون زمان سفر کُنم
در چشات زمزمهی عشق و وفا
روز و شب ورد زبان من و تو
ولی از تنگی چشم روزگار
دوری افتاده میان من و تو
مثل ماهی به دل تنگ بلور
تو شدی زیب سرای دگری
من به دریای بلا غوطهورم
وای از این عاشقی و بیخبری
♫ LP Cover ♫
* * *

عروس کدخدا (دختر کدخدا)
ترانهسرا: کریم فکور
آهنگساز: بابک افشار
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۵
بگذشتم از تو با دلی محزون
دیدهای پُر خون
سر به صحراها نهادم
به خدا دور از تو افتد بر دامان
اشکم از چشمان
چون من از چشمت فتادم
نشنیدی هرگز فریاد ما را
به فراموشی سپردی این آشنا را
تا
من هم امیدی دیگر بجویَم
رفتم که ای دور از وفا، ترک تو گویم
اگر ای افسونگر در غم هجران
بر لب آید جان
من به کویَت رو نیارم
پس از این، دور از تو میمانم تنها
در دل شبها تا تو را تنها گذارم
بهخدا بگریزم از دیار تو
ببرم از دیده و دل، یادگار تو
تا
دیگر به پایت اشکی نبارم
جای تو با مینای مِی شب بر سر آرم
● بر روی این آهنگ، رامش نیز ترانه «مروارید» را خوانده است. (در اینجا بشنوید)
* * *

افسانهٔ لیلی و مجنون (قصه)
ترانهسرا: ایرج جنتیعطائی
آهنگساز: سلیمان اکبری
خوانندگان: ویگن ـ مهتاب
انتشار: ۱۳۴۸
با عشق خود، اینک پس از زمانها
زنده کردم افسانهی مجنون را
مجنون باید غافل ز رنج دنیا
عُمری سوزد در آرزوی لیلا
کو مجنون تا چون بینَد روز من
چون مرغ شب نالد از سوز من
ای وایِ من
از تو لیلای من!
قصهی عشقم، چون عشق لیلا
اکنون افسانه شد!
عشق من و تو وِرد زبانها
در این زمانه شد!
با عشق خود، اینک پس از زمانها
زنده کردم افسانهی مجنون را
مجنون من
اینک من و یک دنیا آرزو!
لیلای من
افسانهی هستی با من بگو!
. . .
. . .
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

بیغم زمانه
شعر بامداد چویباری
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: روانبخش
* * *
یادمان هفتاد سالگی «اسفندیار منفردزاده»
* * *

مرغ اسیر
شعر: ابوالقاسم اعلامی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: راشین
♫ LP Cover ♫
* * *

شکوه
ترانهسرا: رضا شمسا
آهنگساز: پرویز مقصدی
خواننده: امیر رسایی
ترانه فیلم: عشق کولی محصول ۱۳۴۸
ای خدا سرگشته در دنیای ظلمتها منم
آشیان گمکردهای در شام بیفردا منم
مرغک شادی ز بام دل پریده
روشنی از چشم من دامن کشیده
ای شده بیگانه با من
با غم تو آشنا، من
از چه میخواهی که ریزم
اشک ناکامی به دامن
مانده از بگذشته کی
جز نقش بی رنگی مرا
کردهای قسمت خدا
دنیای دلتنگی، مرا
ای غم از جان من غمگین چه میخواهی دگر
از دل دیوانهی من کس نمیگیرد خبر
درد بیدرمان و بیتسکین، منم، من!
مرد تنها با دلی غمگین منم، من!
● بر روی این ملودی، دو ترانه دیگر به نامهای «با تو بدرود» سروده هوشنگ توفیقی، با صدای عارف (۱۳۴۸) (در اینجا) و «گریه کن ای قلب من« سروده ایرج جنتی عطایی با صدای گوگوش (۱۳۴۹) (در اینجا) اجرا شد.
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

بیا دستی برآریم
ترانهسرا: عبدالله الفت
آهنگساز: حسن لشگری
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۸
بنال ای دل به یاد آشنایی
فغان سر کن به آهنگ جدایی
بیا با یکدگر دستی برآریم
به سوی بارگاه کبریایی
ز دست دوری یارم دل زارم گرفته
میان موج اشکم چون سبو از غم گرفته
خدایا، خدایا
به من یارم ببخشا!
خداوندا به دلهای شکسته
به سوز سینهی در خون نشسته
به قلب من یار من، نوری درافکن!
در او از مهر من، شوری برافکن!
. . .
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *

قصه آشنایی
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: رامین و گوگوش
ترانه فیلم: شب فرشتگان
قصه آشنایی
شعر: نوذر پرنگ
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: رامین و گوگوش
ترانه فیلم: شب فرشتگان ـ زمستان ۱۳۴۷
این دو روزِ عمر رنگین
روزی شاد و روزی غمگین
آری، بُوَد این قصه شیرین
غنچههای آشنایی
پا گرفت و دلربا شد
قلبشان با شور و شادی
با محبت آشنا شد
آری، بُوَد این قصه شیرین
♫ LP Cover ♫
* * *