گوگوش: دیگر چه حاصل

گوگوش وقتی نیستی دیگر چه حاصل

دیگر چه حاصل

می‌ترسم مِهر تو روزی پایان گیرد
عشقت چون شعله‌ای در دل بمیرد
روزی که عشق تو افسرده در دل
گر سوی من آیی، دیگر چه حاصل؟!
روزی آخر پایان گیرد قصّه‌ی عمر ما
از من و تو بر جا می‌ماند یادگاری در این دنیا
روزی آیی، اما چه حاصل؛ نمی‌یابی مرا!

♫  LP Cover  ♫

* * *

فرهاد: شبانه (کوچه‌ها باریکن)

فرهاد شبانه

شبانه
(کوچه‌ها باریکن)
شعر: احمد شاملو
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: فرهاد مهراد

کوچه‌ها باریکن
دُکّونا بسته‌س،
خونه‌ها تاریکن
تاقا شیکسته‌س،

از صدا افتاده تار و کمونچه
مُرده می‌برن کوچه به کوچه.

نگا کن! مُرده‌ها به مُرده نمی‌رن،
حتا به شمعِ جون‌سپرده نمی‌رن،
شکلِ فانوسی‌ین که اگه خاموشه
واسه نَف‌نیس، هَنو یه عالم نف توشه.

جماعت! من دیگه حوصله ندارم!

به «خوب» امید و از «بد» گله ندارم.
گرچه از دیگرون فاصله ندارم،
کاری با کارِ این قافله ندارم!

♫  LP Cover  ♫

* * *
یادنامه‌ی «فرهاد مهراد» در این سایت

* * *
یادمان هفتاد سالگی «اسفندیار منفردزاده»

* * *
آثار «احمد شاملو» در سایت «راوی حکایت باقی»

* * *

فریدون فروغی: همیشه غایب

فریدون فروغی همیشه غایب

همیشه غایب
تقدیم به «امیر نادری»
برای «تنگسیر»
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: ویلیام خنو / تنظیم: واروژان
خواننده: فریدون فروغی

یک‌نفر میآد که من منتظر دیدنشَم
یک‌نفر میآد که من تشنه‌ٔ بوییدنشَم
خالی سفرمون‌و پُر از شقایق می‌کُنه
واسه موج‌های سیا، دستا رُ قایق می‌کُنه

مثل یک معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده

همیشه غایب من، زخمام‌و مرهم میذاره
همیشه غایب من گریه‌هام‌و دوست نداره
نکنه یه وقت نیآد، صداش به دادم نرسه
آینه‌ها سیا بشه، کور بشه چشم ستاره

مثل یک معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده

زخم این حنجره‌ٔ خسته، همیشه غایبه
کلید صندوق در بسته، همیشه غایبه
نعره‌ٔ اسب سفید قصه‌ٔ مادر بزرگ
بهترین شعرهای سر بسته، همیشه غایبه

مثل یک معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده

شاید این «همیشه غایب» تو باشی
تو اگه اومدنی نیستی بگو
اگه ما رُ خواستنی نیستی بگو!

تهران ۱۳۵۴

استودیو ال‌کوردوبس. عباس‌آباد.
داریوش را شبی که باید برای خواندن این ترانه به استودیو می‌آمد، به زندان اوین بردند. من و آهنگ‌ساز، بی‌خبر و خشمگین از بدقولی، ساعت‌ها انتظار کشیدیم. وقتی دلگیر به خانه می‌رفتم، نمی‌دانستم که فردایش، ساعت یک بعدازظهر، آنان به سراغ من می‌آیند تا دوستان در اوین تنها نباشند.
[دریا در من، گزینۀ ترانه‌های شهیار قنبری، نشر نکیسا (آمریکا)، چاپ اول ۱۹۹۵، ص. ۶۸]

♫  LP Cover  ♫

* * *
«همیشه غایب» سروده و صدای «شهیار قنبری»

*‌ * *

فرهاد: جمعه (ترانه فیلم)

فرهاد جمعه

جمعه
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: فرهاد مهراد
ترانه فیلم: خداحافظ رفیق

توی قابِ خیسِ این پنجره‌ها
عکسی از جمعه‌ی غمگین می‌بینم،
چه سیاهه به تنش رختِ عزا
تو چشاش ابرای سنگین می‌بینم

داره از ابر سیا، خون می‌چکه
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه

نفس‌ام در نمی‌آد
جمعه‌ها سر نمی‌آد
کاش می‌بستم چشامو
این ازم بر نمی‌آد

داره از ابر سیا، خون می‌چکه
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه

عمر جمعه به هزار سال می‌رسه
جمعه‌ها غم دیگه بی‌داد می‌کُنه
آدم از دست خودش خسته می‌شه
با لبای بسته فریاد می‌کُنه

داره از ابر سیا، خون می‌چکه
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه

جمعه وقت رفتنه
موسمِ دل‌کندنه
خنجر از پشت می‌زنه
اون که هم‌راه منه

داره از ابر سیا، خون می‌چکه
جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه

تهران، ۱۳۵۰

در یک عصر جمعه، ترانۀ جمعه را در خانۀ اسفندیار نوشتم. روبروی سازمان سینما پیام. بلوار الیزابت دوم. ترانه را به امیر نادری و فیلم خداحافظ رفیق‌اش، دوستانه پیشکش کردیم. روی جلد صفحۀ چهل و پنج دور، سه تصویر سپید و سیاه از جوانی‌ی ما. پشت جلد. دستانی چروکیده. پیر. سیاه. گرسنه. پای این تصویر نوشتم:
ـ نازنین، هدیه‌‌یی به تو که هر روزت، جمعه است. ترانۀ آمنه، با صدای آغاسی، همزمان منتشر شد.
می‌گفتند: جمعه بیش از آمنه گل کرده است!
جمعه، پیروزی ترانۀ نوین بود.

[دریا در من، گزینۀ ترانه‌های شهیار قنبری، نشر نکیسا (آمریکا)، چاپ اول ۱۹۹۵، صفحه ۵۶ و ۵۷]

♫  LP Cover  ♫

* * *
از «جمعه» تا «جمعه» تاریخچهٔ ترانهٔ «جمعه»

* * *
یادمان هفتاد سالگی «اسفندیار منفردزاده»

* * *
یادنامه‌ی «فرهاد مهراد» در این سایت

* * *

اسفندیار منفردزاده: موسیقی فیلم «بلوچ»

اسفندیار منفردزاده بلوچ

موزیک متن فیلم «بلوچ»
اسفندیار منفردزاده

♫  LP Cover  ♫

* * *
در بارهٔ «اسفندیار منفردزاده» در این سایت:

یادمان هفتاد سالگی «اسفندیار منفردزاده»

* * *

اسفندیار منفردزاده:‌ موسیقی فیلم «طوقی»

اسفندیار منفردزاده موسیقی فیلم طوقی

موزیک متن فیلم «طوقی»
اسفندیار منفردزاده

* * *
در بارهٔ «اسفندیار منفردزاده» در این سایت:

یادمان هفتاد سالگی «اسفندیار منفردزاده»

* * *

رزی آرمن: سلطان قلبها

رزی آرمن سلطان قلبها

سلطان قلبها
شعر: به زبان اسپانیایی
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: رزی آرمن (خواننده ارمنی ـ فرانسوی)

♫  LP Cover  ♫

* * *
نمونه‌های باز خوانی‌شده ترانه‌های فیلم «سلطان قلبها»

* * *

عارف: شونه به‌سر

عارف شونه به سر

«پوپک»، «هُدهُد»، «کاکلی» اسمهای دیگر «شونه به‌سر» است و این ترانه‌ای کمتر قدیمی و چه بسا ناشنیده با صدای عارف در سالهای دور.

شونه به‌سر
ترانه‌سرا: حسن ترکشیان
آهنگساز: بابک افشار
خواننده:‌ عارف
انتشار: ۱۳۴۲

نشسته بر گل یخ، برف پاییز
چو شمع چلچراغ‌، لاله‌آویز
چو آیه کاکلی بر چهره‌ی نور
بریزه روی تاجش برف گلریز

رو شاخه‌ی گل بیا کاکلی نقره‌پا
ز من شنو راز دل، بگو به اون بی‌وفا
نشونده‌ای شونه را به چتر زلفت، آه
خبر نداری چرا ز خرمن ماه؟

شونه به‌سر! چه خبر؟ چه اثر؟
از سر و زلف مشکی
ز یار شونه‌سر من؟

به شاخه‌ی گل بیا کاکلی نقره‌پا
ز من شنو راز دل، بگو به اون بی‌وفا

ستاره‌ی سحرگاه نگین دستش
حلقه‌ی روشن ماه، دیده‌ی مستش

شونه به‌سر! چه خبر؟ چه اثر؟
از سفر کرده‌ی من
به خدا سپرده‌ی من

رو شاخه‌ی گل بیا کاکُلی نقره‌پا
ز من سلامی رسون بگو به اون بی‌وفا

کوکب هفت برادرون تاج طلایت
جام شراب غروب رنگ حنایت

شونه به‌سر! چه خبر؟ چه اثر؟
از سر و زلف مشکی
ز یار شونه‌سر من؟

● اولین اثر «بابک افشار» در کِسوت آهنگساز.

*‌ * *

جواد معروفی: خوابهای طلائی (موسیقی فیلم)

جواد معروفی خوابهای طلایی

خوابهای طلایی
آهنگ و پیانو: جواد معروفی
آهنگ فیلم: خوابهای طلائی (سال ۱۳۳۰)

● خواب‌های طلائی نام فیلمی به کارگردانی معزدیوان فکری و محصول سال ۱۳۳۰ است. داستان فیلم حکایت خواب دیدن پسر جوانی است که خواب می‌بیند به دربار شاه عباس صفوی راه یافته و صاحب موقعیت و احترامی خاص شده است. نقش‌های فیلم را مجید محسنی، شهلا ریاحی و ایران دفتری بازی می‌کردند؛‌ و جواد معروفی قطعهٔ خوابهای طلائی را برای صحنه‌هایی از این فیلم ساخته بود. نکته‌ای قابل توجه در تاریخچهٔ «موسیقی متن فیلم در سینمای ایران»‌.

● جواد معروفی: خوابهای طلائی (تکنوازی پیانو)

* * *

نلی: سایه‌ها

نلی سایه ها

سایه‌ها
شعر: کریم محمودی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: نلی

شبا که پنهون از چشم این و اون
تو میای یواشکی تو کوچه‌مون
تا رو دیوار می‌شه پیدا سایه‌مون
می‌بینه از روبرو همسایه‌مون

سایه‌ها مشت ما رو وا می‌کُنن
سایه‌ها آدم‌و رسوا می‌کُنن

وای اگه مادر پیرم بدونه
زن همسایه تو گوشش بخونه
میگه: «دختر عشق‌و آسون نگیری!
نری و پنهونی نامزد بگیری»
عاشقی حرفی داره، رازی داره
عاشقی قایم موشک بازی داره

دل میگه اینجوری مزه‌اش بیشتره
هر چی غصه‌ش بیشتره شیرین‌تره
دل میگه یواش بیا یواش بیا یواش برو
زیر چشم بپا زنِ همسایه‌رو
تا گل سرخ رو که می‌ندازی بالا
سایه‌ها پر می‌کشند روی هوا

سایه‌ها مشت ما رو وا می‌کُنن
سایه‌ها آدم‌و رسوا می‌کُنن

* * *
ترانه‌شناسی «نلی» در این سایت

* * *