
عکس من
ترانهسرا: ایرج جنتیعطائی
آهنگساز: افشین مقراضی
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۹
ای که چشم روشنت را سایههای غم گرفته
قلب تو از رفتن من اینچنین ماتم گرفته!
بعد من، روزی پریشان
میروی تا خانهی من
تا بخوانی از سکوتش
قصه و افسانهی من
روی عکسم خیره مانَد دیدهی تو
عکس من در چشم تو خندان بگریَد
یاد روز آشنایی و جدایی
چشم تو غمگینتر از باران بگریَد
میفِشانی اشک حسرت
در غم عهد شکسته
دیگر از گریه چه حاصل؟!
بین ما دریا نشسته!
آه، بین ما دریا نشسته
♫ LP Cover ♫
* * *

وسوسه
ترانه سرا: سعید دبیری
آهنگساز: محمود قراملکی
تنظیم کننده: ناصر چشم آذر
خواننده: امیر رسایی
اجرا: ۱۳۵۲
کیه با من، کیه این غریبهی محرم دل
مثل خواب دم صبح شیرینه مثل نفسه
مثل لحظههای دلشوره و دلواپسیه
شوق پَر دادن یک پرندهای از قفسه
دیدنش کرده دلم رو وسوسه
هر که هست، برای من مقدسه
توی خواب و توی بیداری من
مثل سایه پا به پای منه
کیه این؟ کاش میدونستم کیه این
روز و شب تو لحظههای منه
دیدنش کرده دلم رو وسوسه
هر که هست، برای من مقدسه
کیه با من، کیه این که عطر پاک یاد او
تن احساس دلم را چون بهاران میکُنه
بستر کویر خشک چشم خستهی منو
مثل دریاچهی بیکرانِ باران میکُنه
دیدنش کرده دلم رو وسوسه
هر که هست ، برای من مقدسه
♫ LP Cover ♫
* * *

چشات پر خوابه
ترانهسرا: عباس کارگر
آهنگساز: محمود قراملکی
خواننده: امیر رسایی
اجرا: ۱۳۴۸
عزیز من وقتی که چشات پُر خوابه
چه قشنگه، رنگ به رنگه
مثل جلوهی سرابه، مثل یک جام شرابه
تن تو عاج بلوره، چشمونت چشمهی نوره
خواست خداست که ره من از تو دوره
دل من دنیای عشقه، بندهی خدای عشقه
برق اون چشم سیاه، بلای عشقه
هر چی گفتن ، هر چی میگن
همش حرفه، تو رو میخوان بفریبن
راز اون چشم قشنگو
کسی جز من نمیدونه
هیشکی جز من نمیخونه
* * *

آبادان
ترانهسرا: کریم فکور
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۸
آبادان! آبادان! آبادان!
آبادان! یادت خوش با جانان!
ای سرزمین شادی و رویا
سر بُردهای در آغوش دریا
آبادان!
نام تو زیبا، خاکت گوهرزا
لرزانده شوقت دلهای شیدا
آبادان!
دارم آرزوی تو
جویَم رَه به سوی تو
آبادان!
از تو ماندهام جدا
داری دلبر مرا در دامان
آبادان!
یارم نماند آخر در دیار من
آمد به سوی تو از کنار من
چون سینهی گرم و شعلهخیز تو
شد پُر شرَر، قلب بیقرار من
آبادان! آبادان! آبادان!
آبادان! یادت خوش با جانان!
* * *
نام شهرهای ایران در ترانهها
* * *

چراغ لاله
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: ضیاء مختاری
خواننده: روانبخش
چه خوش بریزد صبا گل به فرش چمنها
چراغ لاله فروزد میان سمنها
شکوفهها بردمد چون هزاران ستاره
همه بیابان شود چون گلستان دوباره
گر نیایی از سفر به روز انتظار من
به خدا نیاید این بهار و گل به کار من
به چشم من بیرخ یار، خزان شود روی بهار
چرا تو چون سایهی گل بر سر من نباشی
به جای گل پای چمن، غم تو شد همدم من
چرا تو ای تازه گلم در بر من نباشی
* * *

تنهایی (اجرای اول)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: دلکش
شب آمد، هجران باز آمد، وای از تنهایی
غم آمد، حرمان باز آمد، وای از تنهایی
عشق آمد، فکر تو آمد، یادِ تو ای مَه
در قلب سوزان باز آمد، وای از تنهایی
سپیده زد، سحر آمد، به سر آمد شب هجرانم
نیامدی تو مَه من، به لبِ من ز غمت جانم
مرغ شب بارد با من اشک غم دامن دامن
تیرهتر گردی ای شب! چه کُنی آخر با من
ای شبِ هجران که نباشد سحری تو را
آه! ز یار من تو نداری خبری چرا
وای! چه شد آن وفا، آه! چه شد آن صفا
دور از رویت، همچو مویت
سیه کرده روز من، غم خانهسوز من
* * *

تنگ بلور
شعر: کریم فکور
آهنگ: محمود قراملکی
تنظیم آهنگ: آندرانیک
خواننده: امیر رسایی
کاشکی میشد یه تو یک روز بهار
در زمین در آسمان سفر کنم
کاشکی میشد با تو بی چون و چرا
به بهشت عاشقان سفر کُنم
به سوی ساحل دریای خزر
همرهت خندهزنان سفر کنم
سر کنم نزد تو افسانه عشق
دور از افسون زمان سفر کُنم
در چشات زمزمهی عشق و وفا
روز و شب ورد زبان من و تو
ولی از تنگی چشم روزگار
دوری افتاده میان من و تو
مثل ماهی به دل تنگ بلور
تو شدی زیب سرای دگری
من به دریای بلا غوطهورم
وای از این عاشقی و بیخبری
♫ LP Cover ♫
* * *

عروس کدخدا (دختر کدخدا)
ترانهسرا: کریم فکور
آهنگساز: بابک افشار
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۵
بگذشتم از تو با دلی محزون
دیدهای پُر خون
سر به صحراها نهادم
به خدا دور از تو افتد بر دامان
اشکم از چشمان
چون من از چشمت فتادم
نشنیدی هرگز فریاد ما را
به فراموشی سپردی این آشنا را
تا
من هم امیدی دیگر بجویَم
رفتم که ای دور از وفا، ترک تو گویم
اگر ای افسونگر در غم هجران
بر لب آید جان
من به کویَت رو نیارم
پس از این، دور از تو میمانم تنها
در دل شبها تا تو را تنها گذارم
بهخدا بگریزم از دیار تو
ببرم از دیده و دل، یادگار تو
تا
دیگر به پایت اشکی نبارم
جای تو با مینای مِی شب بر سر آرم
● بر روی این آهنگ، رامش نیز ترانه «مروارید» را خوانده است. (در اینجا بشنوید)
* * *

افسانهٔ لیلی و مجنون (قصه)
ترانهسرا: ایرج جنتیعطائی
آهنگساز: سلیمان اکبری
خوانندگان: ویگن ـ مهتاب
انتشار: ۱۳۴۸
با عشق خود، اینک پس از زمانها
زنده کردم افسانهی مجنون را
مجنون باید غافل ز رنج دنیا
عُمری سوزد در آرزوی لیلا
کو مجنون تا چون بینَد روز من
چون مرغ شب نالد از سوز من
ای وایِ من
از تو لیلای من!
قصهی عشقم، چون عشق لیلا
اکنون افسانه شد!
عشق من و تو وِرد زبانها
در این زمانه شد!
با عشق خود، اینک پس از زمانها
زنده کردم افسانهی مجنون را
مجنون من
اینک من و یک دنیا آرزو!
لیلای من
افسانهی هستی با من بگو!
. . .
. . .
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

شکوه
ترانهسرا: رضا شمسا
آهنگساز: پرویز مقصدی
خواننده: امیر رسایی
ترانه فیلم: عشق کولی محصول ۱۳۴۸
ای خدا سرگشته در دنیای ظلمتها منم
آشیان گمکردهای در شام بیفردا منم
مرغک شادی ز بام دل پریده
روشنی از چشم من دامن کشیده
ای شده بیگانه با من
با غم تو آشنا، من
از چه میخواهی که ریزم
اشک ناکامی به دامن
مانده از بگذشته کی
جز نقش بی رنگی مرا
کردهای قسمت خدا
دنیای دلتنگی، مرا
ای غم از جان من غمگین چه میخواهی دگر
از دل دیوانهی من کس نمیگیرد خبر
درد بیدرمان و بیتسکین، منم، من!
مرد تنها با دلی غمگین منم، من!
● بر روی این ملودی، دو ترانه دیگر به نامهای «با تو بدرود» سروده هوشنگ توفیقی، با صدای عارف (۱۳۴۸) (در اینجا) و «گریه کن ای قلب من« سروده ایرج جنتی عطایی با صدای گوگوش (۱۳۴۹) (در اینجا) اجرا شد.
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *