همیشه در قلب منی
کلام: کریم فکور / خواننده: عارف
بر آهنگ: Sevim sengul ـ Artik Sevmeyecegim
یاد آن روزگاری که دمساز تو بودم
تو را میپرستیدم با تمامِ وجودم
دردا که زیر و رو شد دنیای چون بهشتم
نفرین بر سرنوشتم، نفرین بر سرنوشتم
ای آرزوی جانم، بگذر بر آشیانم
در کام نامرادی از این بیشم میفکن
یاد عشق تو بُوَد همیشه در قلب من
امید از تو بُریدم شدم دیوانه از غم
در عین ناامیدی فراموشت نکردم
اکنون به حکم تقدیر زنم از دام تو پر
روم با دیدهی تر سوی دیار دگر
ای آرزوی جانم، بگذر بر آشیانم
بر دام نامرادی از این بیشم میفکن
یاد عشق تو بُوَد همیشه در قلب من
در سال ۱۳۴۷ فیلم “Artık Sevmeyeceğim” محصول سینمای ترکیه با بازیگری ترکان شورای و جونت آرکین اکران شد. در صحنههایی از این فیلم سه ترانه با صدای خانم بلقیس اوزینر اجرا شده بود. این فیلم در همان سال با نام «همیشه در قلب منی» در ایران دوبله شد و به نمایش در آمد. کریم فکور که دستی توانا در گذاشتن کلام بر آهنگ ترانههای خارجی داشت بر آهنگ ترانههایی که در این فیلم خوانده شده نیز کلام فارسی گذاشت که با صدای رامش اجرا و ضبط شد. کمی بعدتر همین ترانه با تغییراتی در چند بیت با صدای عارف هم ضبط و به صورت صفحهی گرامافون به بازار آمد.
بنگ بنگ!
کلام: کریم فکور / خواننده: الهه
بر آهنگ ترانه: Bang Bang – Sonny Bono and Cher
چه گویم زان عهد شیرین، خاطرات کودکی
بازی تیراندازی با سلاح موشکی
بنگ بنگ! با این صدا، بنگ بنگ! تیر از هوا
بنگ بنگ! میشد رها، بنگ بنگ! در عالم خیال
من کودکی شیطان بودم، تو هم شاد و بیپروا
وقت بازی میگرفتی نشانه قلب مرا
بنگ بنگ! با این صدا، بنگ بنگ! تیر از هوا
بنگ بنگ! میشد رها، بنگ بنگ! میدیدمت خوشحال
دارم از گذشتهها
خاطرهای جانفزا
گذشت آن دوران شیرین، دگرگون شد آن زمان
آورد تو را به یادم این صدایی از کودکان
بنگ بنگ! با این صدا، بنگ بنگ! تیر از هوا
بنگ بنگ! میشد رها، بنگ بنگ! در عالم خیال
تو رفتی و من ماندهام اکنون ز شادی جدا
از آن زمان در گوش من باشد هنوز این صدا
بنگ بنگ! با این صدا، بنگ بنگ! تیر از هوا
بنگ بنگ! میشد رها، بنگ بنگ! میدیدمت خوشحال
عاشقانه کلام: ایرج جنتیعطایی / خواننده: فریدون فرخزاد
بر آهنگ: Für Elise قطعهای برای پیانو از: Ludwig van Beethoven
تو با شکوه پاکِ مهربانی؛ عشقِ من، عشقِ من
چه میشود برای من بمانی؛ عشقِ من، عشقِ من
تو از کجا رسیدی ای همیشه کولیِ دربدر
که بودنم به نابودی کشانی، عشقِ من، عشقِ من
من تشنهام، من تشنهام ای چشمهی جاودانه
تنِ مرا در بَر بگیر عاشقانه، عاشقانه
تو هستی که من هستم ای غرور بیکرانه
نگه کُن که میخندم کودکانه، کودکانه
با من بمان تا بماند شوقِ بودن در وجودم
بمان با من تا بلرزد از نگاهت تار و پودم
تو هستی که من هستم ای غرور جاوادنه
نگه کُن که میخندم کودکانه، کودکانه
تو با شکوه پاکِ مهربانی؛ عشقِ من، عشقِ من
چه میشود برای من بمانی؛ عشقِ من، عشقِ من
تو از کجا رسیدی ای همیشه کولیِ دربدر
که بودنم به نابودی کشانی، عشقِ من، عشقِ من
خدا، خدا، خدایا
اگر به کام من جهان نگردانی، جهان بسوزانم
اگر خدا، خدایا مرا بگریانی، من آسمانت را به غم بگریانم
منم که در دل ز نامرادی فسانهها دارم
منم که چون گل شکفته بر لب ترانهها دارم
تو بیا فروغ آرزوها، که رنج جستجو را پایان تویی
تو بیا که بیتو آه سردم، که بیتو موج دردم، درمان تویی
منم که در دل ز نامرادی فسانهها دارم
منم که چون گل شکفته بر لب ترانهها دارم
به یاد آن گل
شعر: نظام فاطمی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: داریوش رفیعی
گل رفت و گلستان ویران شد
در سینهام از غم طوفان شد
داد از جور زمان
باز سرد و غمافزا شد شبها
زد مُهر خموشی بر لبها
مرغ از بیم خزان
این فصلِ محنتزا، پنداری آتشها، به گل و به گلستان زد
شد ویران بُستانها، دست غم پیکانها به نشانه دل و جان زد
ای بلبل خاموشی، بیرُخ گلها خاموشست نغمه و آوا میسوزی
چون من شیدا آتش پنهان بر دل و جان داری
چون آید باز از ره پیک بهاران گل خندد بر رخ یاران شادان کُن
دل به امیدی بهر چه بیم از جور خزان داری
اگر خزان دارد دنیا بیا که دل خُرم سازیم به یاد فروردینش
دلی که میسوزد زین غم دهیم ازین پس ای بلبل به یاد گُل تسکینش
روزی که خزان گردد طی شادی به تو میبخشد گُل با خندهی شیرینش
ای خدا، آه ای خدا، از توی آسمونا
گوش بده به درد من که میخوام حرف بزنم
واسه یک روزم شده سکوتم رو بشکنم
ای خدا خودت بگو واسه چی ساختی منو
توی این زندون غم چرا انداختی منو
چرا هر جا که میرم در به روم وا نمیشه
چرا هر جا دلییه میشکنه مثل شیشه
ای خدا حرفی بزن اگه گوشت با منه
این چیه که قلبمو داره آتیش میزنه
منوچهر:
شب میآیی، سر شب میآی،
دمصبح میآیی، میآیی به خوابم
دَم به دَم پَرپَر کُنی صد باغ گل بر رختخوابم
قربون اون تننما، گلشننما پیراهن تو
بوی جان آرد به من هر شب نسیم از گلشن تو پوران:
کاشکی چون برگ نیلوفر بشم من
با سر انگشت تو پرپر بشم من
قهر مکُن با من غمگین و خسته
دلم از شیشه بوده و شکسته منوچهر:
اگه تو هم ترکم کُنی مجنون میشم من پوران:
ز دوریت دیوونه و دلخون میشم من
شب میآیی، سر شب میآی،
دمصبح میآیی، میآیی به خوابم
دَم به دَم پَرپَر کُنی صد باغ گل بر رختخوابم منوچهر:
قربون اون تننما، گلشننما پیراهن تو
بوی جان آرد به من هر شب نسیم از گلشن تو