
«چرا رفت» بخشی از شعر «وداع تلخ» سردوهٔ نصرت رحمانی است که در سالهای دور ایرج گلسرخی با پیانو آهنگی بر آن ساخت تا همسرش مینو جوان آن را با صدای سوپرانو بخواند. شاید تنها صفحه گرامافونی که نام نصرت رحمانی بر آن نقش بسته است. «نصرتالله رحمانی»
چرا رفت؟ (بخشی از شعر: وداع تلخ)
شعر: نصرت رحمانی
پیانو: ایرج گلسرخی
خواننده: مینو جوان
مرا ناآشنا با خویشتن کرد
مرا خویشی به هر بیگانه آموخت.
شبی از بسترم بگریخت، بگریخت.
به گوش دیگری آواز در داد
مرا سوخت.
چرا نیست؟
نمیدانم که امشب در بر کیست؟
چرا آمد، چرا رفت؟
کجا رفت؟
چرا بود؟ چرا نیست؟
* * *
از «نصرت رحمانی» در سایت «راوی حکایت باقی»
* * *

نگار شوخ
شعر: محمد شبپره
ارکستر: عادل آخوندزاده
خواننده: پروانه [نامور]
چه خطا کردم ای زیبا که دل از من وا کندی
به روان خستهٔ زارم شرر غم افکندی
آه که نالم از بیدادت، نمیبرم از یادت
خوشم که بینم شادت
نگار شوخ و چون ماهم، نَبوُد دلبر گناهم
به جهان کی جز تو خواهم
همه شب با فکر و خیالت منم ای گل، هماغوش
ز چه رو از خاطرت اینسان شدهام من فراموش
آه چه بیوفایی ای یار، ز من جدایی ای یار
چه دلربایی ای یار
* * *

مستان مستان
خواننده: بانو فتانه [بتول خرمی یا دلبر خرمی]
کاغذی بنویسومَه سِی شای تهرون
نامزدم کُشته شده مسجدسلیمون
* * *

شیفته (چاره دل)
شعر و ملودی: عارف قزوينی
تنظیم و ارکستر بزرگ لشگری
خواننده: مرضیه
نکُنم اگر چاره دلِ هرجائی را
نتوانم تن ندهم رسوائی را
نرود مرا از سر، سودایت بیرون
اگرش بکوبی تو سر سودائی را
همه شب من اختر شمرم، کی گردد صبح
مَه من، چه دانی تو غم تنهائی را؟
شیفته، شیفته از غم عشقت منم
ای به فدایت، به فدایت سر و جان و تنم
از بس که نازنینی، آفت عقل و دینی
گر قلبِ من شکافی جز مهر خود نبینی
* * *

بیشتر ما ترانه «لب لعل» از ساختههای «علیاکبر شیدا» را با صدای «مرضیه» و به یاد میآوریم. پیش از آن اما «بانو نوا» این ترانه را خوانده بود. در اجرای او شعر ترانه به آنچه علیاکبر شیدا سروده بود نزدیکتر بود. مثلا: «بوسیدن لبان مغبچه!» به جای «لب لعل بت مهپاره» که مرضیه خوانده است.
لب لعل (با صدای مرضیه)
شعر و ملودی: علیاکبر شیدا
ارکستر: ابراهیم منصوری
خواننده: بانو نوا
وعده کردی، وعده کردی لبِ لعلت را ببوسم
لب لعل نمکینت به مثالِ غنچهی تر
دیشب برِ ما بود، برِ ما بود یار من
چقدر با صفا بود، با وفا بود یار من
قدِ رعناش را ببین
زلفِ چلیپاش را ببین
ابرو کمانش را ببین
بشکنم یا نشکنم قفل دل صندوقچه را
ببوسم یا نبوسم لبان آن مغبچه را
دیشب بَرِ ما بود، بَرِ ما بود یار من
چقدر با صفا بود، با وفا بود یار من
[تا من ز چشم مستِ تو پیمانه میچشم
دیگر چه منت از در میخانه میکشم]
. . .
* * *

والس گیسو (با صدای دلکش)
شعر: میرناصر شریفی
آهنگ: فریدون حافظی
ارکستر: مبشری
بند اول:
من به دوش یار زیب و زیورم
بر سر نگار، تاج گوهرم
از گلِ بهار تازهروترم
همره نسیم جامه میدرم
در راه تو فکنم دام دلبری، فکنم دام دلبری
جان تو بسته شد به کمندِ تارِ من ای نگار من
رفته هر سو تاب هر مو من پریشان هستم
از غم آزاد، سرخوش و شاد ـ بی جامِ می ـ مستم
در راه تو فکنم دام دلبری، فکنم دام دلبری
بند دوم:
من هستم گیسوی سیاه، کردم عمر تو تباه
دل بستی برجنبش من، دادی بر گردش من متاع جان، طاقت و توان
در راه تو فکنم دام دلبری، فکنم دام دلبری
بادِ سرد دی ناگهان وزید؛ پیری زمان با خزان رسید
جلوۀ شباب از رُخم پرید؛ برفِ زندگی کردهام سپید
زین پس مرا نبُوَد تابِ دلبری، نبُوَد تابِ دلبری
چشم تو خسته شد از نگاهِ روی من، برفِ موی من
خشک و بدرو، زشت و بدخو، بی روح و جان هستم
از هم جدا, رو به بالا بر تار خود بستم، بر تار خود بستم
زین پس مرا نبُوَد تابِ دلبری، نبُوَد تابِ دلبری
* * *

خسرو شیرین
(برگرفته از: گلهای رنگارنگ ۱۹۷ ب)
شعر: صائب تبریزی
تار: جلیل شهناز
تنبک: امیرناصر افتتاح
دکلمه: روشنک
آواز: علیاکبر گلپایگانی
تا چند گرد کعبه بگردم به بوی دل؟
تا کی به سینه سنگ زنم ز آرزوی دل؟
افتد ز طوف کعبه و بتخانه در به در
سرگشتهای که راه نیابد به کوی دل
ساحل ز جوش سینهٔ دریاست بیخبر
با زاهدانِ خشک مکُن گفتگوی دل
در هر شکست، فتح دگر هست عشق را
پُر میشود ز سنگ ملامت سبوی دل
طفل بهانهجو جگر دایه میخورد
بیچاره آن کسی که شود چارهجوی دل
میخانه است کاسهٔ سر، فیل مست را
صائب ز خود شراب برآرد سبوی دل
* * *

نازنینا
خواننده: ژانت سانتاپولو
ارکستر: طوفانپور
در موسیقی ایرانی خوانندگانی داریم ارمنیتبار که فارسی میخوانند. آرتوش، ویگن، آلیس الوندی، یا آسوری هستند مثل خانم نارملا که حتما ترانههایی با صدای او را شنیده و به یاد دارید. ولی این خانم «ژانت سانتاپولو» که بود و از کدام قوم و تبار؟ کسی هست بداند؟

بابلسر
شعر: ناصر رستگارنژاد
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: قاسم جبلی
شبهای بابلسر زیبا و نکوست
ای خوشتر باشی آنجا در بر دوست
یاری که آشنا با خوی تو شد
قدرش را نیکو دان، دلخواهِ تو اوست
. . .
* * *

یار سیهچشم
شعر: کریم فکور
آهنگ: مجید وفادار
خوانندگان: داریوش رفیعی، الهه
* * *
مثلث هنری مجید وفادار، داریوش رفیعی، الهه
* * *